السيد الخميني (مترجم: اسلامى)
533
تحرير الوسيلة (فارسى)
بخوابد و خوابش تا اذان صبح ادامه پيدا كند و همچنين است بنابر اقوا ، اگر بعد از دو بار بيدار شدن براى مرتبه سوّم بخوابد ، اگر چه احتياط شديد اين است كه در اين صورت كفّاره هم واجب باشد . و خوابى را كه در آن محتلم شده ، خواب اوّل حساب نمىشود كه خواب بعد از آن خواب دوّم باشد ، ليكن ترك احتياطى كه گذشت سزاوار نيست . ( 1 ) دوّم - وقتى كه به خاطر نيّت نكردن يا ريا كردن يا نيّت اينكه روزه نباشد ، روزه خود را باطل كند ، ولى كارى كه روزه را باطل مىكند ، انجام ندهد . ( 2 ) سوّم - وقتى كه غسل جنابت را فراموش كند و يك روز يا چند روز بر او بگذرد . همانطور كه گذشت . ( 3 ) چهارم - وقتى كه بدون اينكه تحقيق كند ، صبح شده يا نه ؟ كارى كه روزه را باطل مىكند ، انجام دهد ، بعد روشن شود كه قبلا سپيدهء صبح طلوع كرده است ، با آنكه قادر به تحقيق بوده ، بلكه بنابر احتياط اگر چه عاجز باشد ، و همچنين است اگر تحقيق كند و يقين به باقى بودن شب نكند به اين كه گمان كند ، صبح شده يا شك كند كه بنابر احتياط قضاى روزه در هر دو صورت لازم است گرچه اقوا آن است كه در صورت پيدا شدن گمان به باقى بودن شب قضا واجب نيست ، بلكه در صورت پيدا شدن شك نيز ، واجب نبودن قضا خالى از قوّت نيست . كما اينكه اگر تحقيق كند و يقين كند كه شب باقى است و چيزى بخورد و بعد خلاف آن معلوم شود ( كه صبح بوده است ) روزهاش صحيح است . اينها مربوط به روزه ماه رمضان است ، امّا غير روزه ماه رمضان از اقسام ديگر روزه ، حتى واجب معيّن ظاهر آن است كه با خوردن بعد از اذان صبح مطلقا باطل مىشود ، حتى در صورتى كه تحقيق كند و يقين كند كه شب باقى است . ( 4 ) پنجم - آنكه كسى خبر دهد ، صبح نشده و به گفتهء او چيزى بخورد ، بعد معلوم شود ، صبح بوده است . ( 5 ) ششم - آنكه كسى خبر دهد ، صبح شده و به خيال آنكه شوخى مىكند ، اعتنا نكند و چيزى بخورد ( و بعد معلوم شود صبح بوده است ) . ( 6 ) مسألهء 13 - كسى كه يقين ندارد ، صبح شده ، مىتواند بدون تحقيق كارى كه روزه را باطل مىكند ، انجام دهد . بنابراين اگر در اين صورت بخورد يا بياشامد و معلوم نشود كه صبح بوده يا نه ؟ چيزى بر او نيست و امّا ( در آخر روز ) اگر يقين نكند كه شب شده ، نمىتواند ، افطار كند ، بنابراين اگر با اين حال افطار كند ، قضا و كفّاره بر او واجب است . اگر چه ( تا آخر ) يقين نكند كه روز باقى بوده و بر شكّش باقى بماند . ( 7 ) هفتم - آنكه كسى خبر دهد ، شب شده و به گفتهء او افطار كند و معلوم شود كه شب