السيد الخميني (مترجم: اسلامى)

303

تحرير الوسيلة (فارسى)

( 1 ) مسألهء 11 - ميزان بلند خواندن و آهسته خواندن ، آشكار شدن جوهر صدا و آشكار نشدن آن است ، نه شنيدن و نشنيدن كسى كه كنار نمازگزار است و زياده‌روى در بلند خواندن ، مانند فرياد كشيدن جايز نيست . همچنانكه [ بسيار ] آهسته خواندن ، بطورى كه اگر مانعى نباشد ، خودش [ هم ] نشنود جايز نيست . ( 2 ) مسألهء 12 - واجب است كه قرائت ، صحيح باشد ، پس اگر عمدا ، يك حرف ، يا حركت ، يا تشديد ، يا مانند آن را اخلال كند ، نمازش باطل است و كسى كه حمد يا سوره را نمىتواند به خوبى بخواند ، واجب است ياد بگيرد . ( 3 ) مسألهء 13 - معيار در صحيح بودن قرائت اين است كه حروف ، از مخارج خودشان ، ادا شوند ، بطورى كه اهل اين زبان ( مثلا عربى در وقت اداى كلمهء « صراط » ) بگويند : كه او فلان ، حرف [ ص ] را ادا كرد نه حرف ديگر [ مثلا - س ] را ، و ( نيز ) حركات استخوان‌بندى كلمه و آنچه كه در هيأت و شكل كلمه دخالت دارد ، و حركت‌ها و سكونهاى مربوط به اعراب و بناء - مطابق آنچه كه علماى نحو و صرف ، نوشته‌اند - مراعات شود ، و همزهء « وصل » وقتى در اثناى قرائت قرار مىگيرد ( كه متّصل به كلمه قبل مىشود ) ، مثل همزهء « ال » و همزهء « اهدنا » ، بنابر احتياط واجب ، حذف شده و خوانده نشود ، و همزهء قطع ثابت مانده و خوانده شود ، مثل : همزهء « انعمت » . و در تعيين و تشخيص مخارج حروف ، مراعات ريزه‌كاريهاى علماى تجويد لازم نيست ، چه رسد به جهاتى كه به صفات حروف برمىگردد از قبيل « شدّت » و « رخوت » و « تفخيم » و « ترقيق » و « استعلاء » و غير اينها . و ( نيز ) مراعات ادغام كبير ، لازم نيست و آن عبارت است از اينكه حرفى را كه حركت دارد ، ساكن نموده يا در حرف مماثل خود كه در كلمهء ديگرى است ، ادغام كند ، مثل : « يعلم ما بين ايديهم » ؛ يعنى ، ميم ( يعلم را پس از ساكن نمودن ) در ميم ( ما بين ) مندرج نموده و ادغام نمايد و يا در حرف مقارب خود ، و لو در يك كلمه باشند ، ( پس از ساكن نمودن و تبديل به حرف مقارب كردن ) ادغام كند مثل : « يرزقكم » و « زحزح عن النّار » به اينكه قاف در كاف و حاء در عين ، ادغام شود ، بلكه احتياط آن است كه ، اين گونه ادغام ( يعنى ادغام كبير ) مخصوصا در حرف مقارب ، ترك شود ، و حتى مراعات بعضى از اقسام ادغام صغير [ هم ] لازم نيست ، مثل : ادغام حرفى كه اصلا ساكن است ، در حرف مقارب خودش ، مثل : « من ربك » كه « نون » را در « را » ادغام نمايد ولى احتياط آن است كه مراعات مدّ لازم را بنمايد و مدّ لازم ، آن است كه حرف مدّ و دو سبب آن ؛ يعنى ، همزه و سكون در يك كلمه جمع شوند ، مثل : « جاء » و « سوء » و « جيء » و « دابّة » و « ق » و « ص » و همچنين است ، ترك وقف بر حركت‌دار و وصل به سكون ( كه احتياط ترك آن است ) و رعايت ادغام تنوين و نون ساكن در حروف « يرملون » ( كه احتياط مراعات آن است ) اگر چه ، آنچه به نظر راجح و ( اقوا ) مىآيد ، آن است كه مراعات هيچ يك از مذكورات ، لازم نيست .