السيد الخميني (مترجم: اسلامى)

285

تحرير الوسيلة (فارسى)

به صدور فعل وادار مىكند و اين اراده و خواست قلبى ناشى از مقاصد و اهدافى باشد كه مقصود انسان است و به واسطه داشتن چنين هدفى ، انسان از اينكه ساهى ( اشتباه كار ) يا غافل ( بىتوجّه ) باشد خارج مىشود و كار او جزء كارهاى فاعل مختار به شمار مىآيد ، مانند ساير اعمال ارادى و اختيارى او ، ( بنابراين ) انگيزه و وادار كنندهء انسان به عمل ، امتثال امر خداوند و مانند آن مىباشد . ( 1 ) مسألهء 2 - در نيّت ، اخلاص ( خالص بودن آن از هدفهاى غير خدايى ) معتبر است بنابراين هرگاه چيزى كه با اخلاص ، منافات دارد ، ضميمهء نيّت شود ، عمل ( نماز ) باطل مىشود ، مخصوصا ريا كه ، در هر حال باطل‌كننده است ، چه در ابتداى عمل باشد يا در اثناى آن ، در واجبات آن باشد ، يا در مستحبّات ، و همچنين است اگر ريا در اوصافى ( و عناوينى ) باشد كه با عمل يكى است ، مانند در مسجد يا به جماعت بودن نماز ، و مانند آن ، و رياى بعد از عمل ، حرام است ، اگر چه باطل‌كننده عمل نيست ، مثل آنكه به خاطر علاقه و ميل به اغراض دنيوى ، مانند مدح و ثناى مردم يا ( به دست آوردن ) جاه و مال ، عبادتى را كه انجام داده ، براى مردم تعريف كند ، و تحقيقا دربارهء رياكار ، حديث از پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) آمده كه فرمود : « رياكار در روز قيامت به چهار اسم صدا زده مىشود : اى فاجر ، اى كافر ، اى غادر ( حيله‌باز ) ، و اى خاسر ( زيانكار ) ، اعمالت نابود و اجرت باطل گرديد و امروز ، خلاصى ندارى ، اجرت را از كسى كه برايش عمل انجام دادى ، بطلب » . ( 2 ) مسألهء 3 - اگر غير ريا ، از ضميمه‌ها ( و اهداف ) مباح يا مستحب ، تبعا ( و بطور طفيلى ) مقصود باشند و محرّك و غرض اصلى ، فقط همان فرمانبرى از امر ( خداوند متعال ) به نماز باشد ، اشكالى ندارد ، و اگر برعكس باشد ( نيّت فرمانبرى از امر به نماز تبعى و طفيلى و اهداف ديگر ، مقصود اصلى باشند ) - بدون شك و شبهه - نماز باطل است ، و همچنين است ( نماز باطل مىشود ) اگر هر يك از اين دو ( فرمانبرى از امر به نماز و اهداف ديگر ) جزئى از محرّك و انگيزهء عمل باشند بطورى كه اگر هر يك از آن دو به ديگرى ضميمه نشود ، اصلا محرّك و انگيزه‌اى به نماز نباشد ، و بنابر احتياط ، هر جايى كه اهداف ديگر در نيّت اطاعت خداوند متعال داخل شود ، و لو اينكه بطور تبعى و طفيلى باشد ، چه رسد به اينكه هر يك از آنها مستقلا در تحريك به عمل ، تأثير داشته باشد ، عمل باطل مىشود . ( 3 ) مسألهء 4 - اگر نمازگزار در ذكر يا خواندن حمد و سوره ، صدايش را بلند كند ، كه به ديگرى ( چيزى ) بفهماند ، چنانچه اصل انجام ذكر و قرائت به قصد امتثال امر خداوند باشد ، نماز باطل نمىشود ، و همچنين است ( نماز باطل نمىشود ) اگر به هدف و منظور مباحى ، نمازش را در مكان يا زمان خاصّى بخواند ، بطورى كه اصل خواندن نماز به انگيزهء فرمانبردارى خداوند بوده ، و انگيزهء انتخاب زمان يا مكان مخصوص ، براى غرض خاصى ، مثل خنك بودن مكان و مانند آن باشد . ( 4 ) مسألهء 5 - نوع نمازى را كه مىخواند بايد و لو بطور اجمال در نيّت مشخّص شود ، به اين صورت كه مثلا اگر يك نماز به گردنش هست - نمازى را كه بر گردن دارد ، نيّت كند - و اگر چند نماز به گردنش هست ، نمازى را كه اوّل يا دوّم به گردنش آمده نيّت كند .