السيد الخميني (مترجم: اسلامى)

243

تحرير الوسيلة (فارسى)

--> [ 55 ] ناشزه زنى است كه حتى در مواردى كه لازم است ، از شوهر اطاعت نكند . [ 56 ] گياهى خوشبو و خشك است . [ 57 ] از پارچه‌هاى يمنى است كه برد هم گفته مىشود . [ 58 ] استخوان بالاى سينه كه از گودى گلوگاه تا شانه ادامه دارد . [ 59 ] كفشى كه روى پا را نمىپوشاند مانند بعضى از كفش‌بنديها . [ 60 ] كفشى كه روى پا را مىپوشاند كه سابقا از چرم درست مىكردند . [ 61 ] مخلوطى است از آهك و خاكستر يا ريگ . [ 62 ] دو استخوان برجسته‌اى كه در دو طرف پايين گردن قرار گرفته‌اند . [ 63 ] اهل كتابى كه تحت الحمايه حكومت اسلامى است . [ 64 ] حربى يعنى كافرى كه با مسلمين جنگ مىكند . [ 65 ] مرتد فطرى يعنى كسى كه از پدر يا مادر مسلمان متولد شده و بعد از بالغ شدن و مسلمان بودن از اسلام انحراف پيدا كند . [ 66 ] استحاله اينست كه حقيقت چيزى تغيير يابد مثل آنكه سگ در نمكزار تبديل به نمك شود . [ 67 ] براى توضيح بيشتر به مسأله 2 و 4 و 5 شرايط وضوء مراجعه شود . [ 68 ] نحر : كشتن مخصوص شتر است . [ 69 ] و ( 70 ) به فرهنگ لغات مراجعه شود . [ 71 ] ذو اليد يعنى كسى چيزى را در اختيار دارد و شرح آن در مسأله 6 خواهد آمد . [ 72 ] علم اجمالى مثل آنكه علم پيدا كند كه يا ظرف و يا لباس نجس است پس نجس بودن يكى از اينها قطعى است و ليكن مشخص نيست كه كدام يك از اينها است . [ 73 ] علم تفصيلى مثل آنكه بطور مشخص علم پيدا كند مثلا ظرف نجس است . [ 74 ] بيّنه عبارت از دو يا چند نفر عادل است كه شرعا با شهادت آنها موضوعات ثابت مىشود . [ 75 ] اصل ، عبارت از وظيفه‌اى است كه شارع مقدس براى شخص بىخبر از واقع ، قرار داده است مانند اينكه هر چيزى كه پاكى و نجاست آن را ندانى پاك است . [ 76 ] جروح زخمهائى است كه از بيرون بر بدن وارد گردد مانند بريدگى با چاقو و شكافتگى در اثر ضربه ، و قروح زخمهائى است كه از داخل بدن سرچشمه گرفته باشد مانند دمل ، زرد زخم و . . . [ 77 ] به فرهنگ لغات مراجعه شود . [ 78 ] به اندازهء يك اشرفى است . [ 79 ] علفى بوده است كه سابقا با آن لباس مىشسته‌اند . [ 80 ] قدم ، قسمتى از پا است از ساق به پايين كه كف آن هنگام راه رفتن بر زمين قرار مىگيرد .