مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
94
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
تناول : نواله گرفتن . تجبّن : بسته شدن شير و خون و امثال آن . تفه : بىطعم . تفاهت : بىطعمى . تعليق : در آويختن چيزى به چيزى . تكميد : گرم كردن چيزهاى خشك است « 1 » ، مثل سبوس و بابونه ، و در مثل كيسه يا خرقه كردن و بر عضو مأوف بستن و نهادن . تحريك : جنبانيدن . تصاعد : بالا رفتن مثل بخار و دود و غيره . تسخين : گرم كردن جسم است ظاهرا و باطنا . تقطير منى : چكيدن منى است قطره قطره ، و تقطير بول نيز همين معنى دارد . تمليس : نرم كردن سطح جسم . تطويس : « 2 » آميختن رنگ سبز است به سياهى . تساقط : « 3 » ريخته شدن موى و برگ و امثال آن است . « 4 » تحنّك : در كام ماليدن چيزهاست . توبال : خردهها و ريزههاى آهن و مس تافته و امثال آن كه در حين كوفتن از آن ريزد . تمريخ : ماليدن روغن و امثال آن است . تشويه : بريان كردن است به بخار . فايده : بدان كه طعام كه به وسيلهء مثل ديگ و غيره پخته شود ، اگر با « 5 » آب پخته شود ، آن را مطبوخ « 6 » گويند ؛ و اگر با روغن پخته شود ، آن را « 7 » مطبخه گويند ؛ و اگر تنها پخته شود ،
--> ( 1 ) . م : - است . ( 2 ) . تطويس : رنگ پر طاوس گرفتن است . ( لغتنامه ) ( 3 ) . م : تقاقط ؛ تساقط : افتادن و پىدرپى ريختن و تتابع سقوط چيزى است . ( لغتنامه ) ( 4 ) . س : - است . ( 5 ) . س : به . ( 6 ) . م : طبخ . ( 7 ) . م : - آن را .