مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

90

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

ساييده نشوند و اعضا به واسطهء حركت خشك نشود ؛ سيم آنكه داخل مىشود در غذاى مثل دماغ ؛ و بلغم غير طبيعى دو نوع است : يكى « 1 » از جهت طعم ، و آن چهار نوع است : شور و ترش و زمخت « 2 » و بىطعم ؛ دوم از جهت قوام ، و آن سه نوع است : رقيق مائى و « 3 » غليظ حصبى « 4 » و مختلف القوام . پس اگر اختلاف قوام محسوس نباشد ، آن را خام گويند ، و اگر محسوس باشد « 5 » آن را مخاطى گويند ؛ و اللّه أعلم . « 6 » حرف التّاء الأعضاء ترقوه : استخوان دوش . « 7 » الأمراض تشنّج : مرضى است عصبانى كه مانع از هم « 8 » بازگشادن عضو شود ، « 9 » و آن سه نوع است : امتلايى و يبسى و صرعى . تمدّد و امتداد : مرضى است كه مانع درهم كشيدن عضو است به خلاف تشنّج ، نزد شيخ الرئيس ؛ و بعضى گفته‌اند كه تمدّد مركّب است از دو تشنّج از پيش و پس ، و كزاز عكس تشنّج است . تخمه : هضم نشدن و فاسد شدن طعام است در معده . تزحّر و زحير « 10 » : ورمى است گرم در معاى مستقيم كه مريض تخيّل مىكند كه « 11 » در

--> ( 1 ) . م : + آنكه . ( 2 ) . م : - و زمخت . ( 3 ) . س : - و . ( 4 ) . م : جصى ؛ حصب : سنگ ريزه . ( 5 ) . م : است . ( 6 ) . س : - و اللّه أعلم . ( 7 ) . ترقوه : استخوانى است كه در دو طرف بدن بالاى استخوان سينه قرار گرفته و به سبب انحنايى كه دارد در ناحيهء بين سينه و گردن فضايى به وجود مىآورد كه رگهاى بالارو ( صاعد ) به سوى مغز و پىها سرازير شده . ترقوه در انتهاى ديگرش به طرف دو شانه به زايدهء استخوان كتف مىپيوندد . ( قانون ، ج 1 ، ص 74 ) اصطلاح علمى آن « Clavicle » است . ( 8 ) . س : - هم . ( 9 ) . س : باشد . ( 10 ) . س : - و زحير . ( 11 ) . م : - كه .