مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

87

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

حرف الباء الأعضاء بنصر : انگشت چهارم است . « 1 » پلك چشم : پوست بيرون چشم است و معروف است . الأمراض بثور : جمع بثره است و بثره ورمى است خرد « 2 » از خون يا صفرا يا از هر دو كه به يكديگر مختلط شده باشند . بواسير : بثورى است در مقعد و آن سه نوع است : ثولوى و عنبى و توثى . برص : تغيير رنگ بشره « 3 » است به سياهى « 4 » ، به حيثيّتى كه خشونت پيدا كند ، بلكه پوست باز گذارد ؛ يا به سفيدى ، به حيثيّتى كه سطح بشره مساوى باقى بشرهء سليمه باشد ، امّا نرم‌تر باشد و چون سوزن بزنند خون بيرون نيايد . بهق : نيز تغيير « 5 » لون است به سياهى و پوست باز نگذارد ، يا به سفيدى ، و سطح بشره مساوى باقى بشرهء سليمه باشد ، امّا در نرمى و درشتى نيز مساوى باقى پوست بدن باشد ، و چون سوزن بزنند ، خون بيرون آيد . بخر : بوى ناخوش كه از دهان آيد . المتفرّقات بلح « 6 » و بسر « 7 » : ثمرهء خرماست كه هنوز تمام نرسيده باشد .

--> ( 1 ) . س : - است . ( 2 ) . م : خورد . ( 3 ) . بشره : ظاهر پوست و روى پوست آدمى و حيوانات را گويند . ( لغتنامه ) ( 4 ) . م : + است . ( 5 ) . س : تلوّن . ( 6 ) . بلح : غورهء خرما است ميان خلال و بسر . ( لغتنامه ) ( 7 ) . بسر : يا بسر ، غورهء خرما و آنچه از شكوفهء خرما اوّل ظاهر شود آن را طلع خوانند و چون بسته گردد ، سيّاب گويند و هرگاه سبز گردد جدّال و سراد و خلال و چون اندكى كلان گردد ، آن را بغو خوانند و چون از آن كلان -