مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
141
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
نواصير : ريشى است در مقعد فرورفته نزديك طرف معاى مستقيم كه صديد از آن روان باشد . نقرس : دردى « 1 » است در قدم كه ابتدا كند از انگشت بزرگ و گاه باشد كه ابتداى آن از پاشنه باشد يا كف يا كنار قدم . بعد از آن عام مىشود تمام قدم را و گاه متصاعد مىشود تا ران . « 2 » نزول آب : احتباس رطوبتى است « 3 » غريبه در ثقبهء عنبيّه ميان رطوبت بيضيّه و طبقهء قرنيّه ، و بيان ثقبه و رطوبت و طبقهء مذكور در « انتشار » گفته شد . « 4 » و اين رطوبت غريبه دو نوع است : يكى آنكه قابل قدح است ، يعنى گرفتن آن ، و آن رطوبتى است سفيد صافى رقيق كه چون دست بر آن نهند ، زود متفرّق شود و چون دست بردارند ، جمع شود ؛ و صاحب اين نوع آب احساس نور چراغ و آفتاب كند و هرگاه كه عطسه كند احساس شعاعى طولانى كند . دوم آنكه قابل قدح نيست ، يعنى نتوان گرفتن ، « 5 » و آن دوازده نوع است : غمامى ، جصّى ، آسمان جونى ، زجاجى ، زيبقى ، ابيض بردى ، اخضر ، اصفر ، احمر ذهبى ، ازرق ، اسود رقيق ، منتشر . ناخنه : افزونىيى است در كنج چشم و آن را ظفره گويند ، و در « ظاء » گفته شد . « 6 » نسيان : فراموشى است و نقصان و بطلان قوّت ذكر است ، « 7 » و در « مانيا » گفته شد . نار فارسى : آتشك است ، و در « الف » در « آتش فارسى » گفته شد . المتفرّقات « 8 » نقيع و نقوع : خيسانيده . نفّاخ : بادانگيز . « 9 »
--> ( 1 ) . م : ورمى . ( 2 ) . س : - يا كف يا كنار قدم . . . تا ران . ( 3 ) . م : - است . ( 4 ) . س : - و بيان ثقبه . . . شد . ( 5 ) . س : - يعنى نتوان گرفتن . ( 6 ) . س : - و در ظاء گفته شد . ( 7 ) . س : - است . ( 8 ) . س : - نار فارسى . . . المتفرّقات . ( 9 ) . س : - نفّاخ بادانگيز .