مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
126
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
فايده : بدان كه مجموع مهرههاى پشت از پس سر تا نشستن گاه ، سى عدد است بدين « 1 » موجب ، و آن پنج قسم است : گردن هفت ، پشت دوازده ، كمرگاه پنج ، عجز يعنى سرين « 2 » سه ، عصعص سه ؛ امّا اضلاع يعنى دندانههاى پهلو مجموع بيست و چهار عدد « 3 » است از هر طرفى دوازده . هفت از آن جمله از هر طرفى استخوانهاى سينه است كه آن را اضلاع صدر مىگويند و محافظت دل و شش مىكنند و از جانب پشت ابتداى ايشان از كنارهء هفت مهرهء پشت است كه آن را فقار صلب گويند و در جانب سينه به هفت استخوان سينه كه آن را عظام قصّ « 4 » مىگويند ، پيوستهاند ، چنانچه از هر دو ضلع يك مهرهء پشت و يك استخوان قصّ « 5 » شكل دايره پيدا شده و از هر طرفى پنج دانهء ديگر كه زير اين هفت دندانهء « 6 » مذكورهاند ، آنها را عظام خلف گويند ، هم ابتدا از مهرههاى پشت كرده ، يكى از ديگرى كوتاهتر به طرف پيش بيرون « 7 » آمده ، امّا به هم نپيوسته تا آدمى را راست شدن و دو تا گشتن و از هر طرف ميل كردن ميسّر باشد . امّا حجاب حاجز ، و آن پردهاى است كه حايل است ميان آلات تنفّس ، يعنى دل و شش ، و ميان آلات غذا ، يعنى جگر و توابع آن ، تا منع بخار و ازالت آن از دل بكند ، و باقى شرح آن در بحث « ذات الجنب » گفته شد . و امّا حجاب قاسم صدر ، پردهاى است كه سينه را دو نيم كرده ، ابتداى آن از طرف بالا از استخوان مهرهء گردن و از طرف زيرين از مهرهء نشستن گاه ، چنانچه صورت اين دو حجاب به زردى مصوّر شده و صورت دندانههاى فقار صلب به سرخى عريض و دندانههاى خلف را به سرخى باريك و استخوانهاى قصّ « 8 » به سبزى ؛ امّا بر تقديرى كه چون دندانهها به يكديگر پيوندند آنها يكى شوند ، چنانچه صورت آن كه خالى « 9 » مصوّر گشته از هر طرفى نصف استخوانى از قصّ « 10 » است و دو استخوان كه قريب به گردن واقع شده بر شكل دو نصف دايرهء استخوان دوش است ؛ و اللّه أعلم . « 11 »
--> ( 1 ) . م : بر اين . ( 2 ) . م : كه به پارسى او را سرين گويند . ( 3 ) . س : - عدد . ( 4 ) . س : قس . ( 5 ) . س : قس . ( 6 ) . م : + ديگر كه . ( 7 ) . م : بدن . ( 8 ) . س : قس . ( 9 ) . س : - خالى . ( 10 ) . س : قس . ( 11 ) . س : - و اللّه أعلم .