مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
117
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
شقاق : تركيدن عضو است . شرى : بثرهاى است سطح او هموار با سطح اعضا و اضطراب و كرب « 1 » و خارش با آن باشد و بيشتر دفعتا حادث شود ، و به كرمانى آن را « 2 » قوص خوانند . « 3 » شوصه : در مبحث « ذات الجنب » گذشت . « 4 » المتفرّقات شحم : گاه بر پيه جانوران اطلاق كنند و گاه بر جسمى سفيد كه در ميان انار و بالنگ و حنظل باشد . شياف مرارات : شيافى است كه از زهرههاى حيوانات سازند . شير حليب : شير تازه . شبق : غلبهء نعوظ . شوك : خار . شبه : ضدّ مس است ، يعنى برنج . « 5 » شعرى : دو كوكباند از كواكب ثابته : يكى را شعراى يمانى و يكى را شعراى شامى گويند . فايده : بدان كه زمرهاى از حكما به حكم رصد ، بعضى از كواكب ثابته را موضع و قدر و مزاج تحقيق كردهاند ؛ از آن جمله اين دو كوكب را احوال تحقيق كردهاند و گفتهاند در
--> ( 1 ) . م : كربه . ( 2 ) . م : - آن را . ( 3 ) . م : گويند . ( 4 ) . م : گفته شد . ( 5 ) . برنج : معرّب پرنگ كه به هندى پتيل گويند و به تازى ارزير نامند و ترجمهء « شبله » كه به هندى كافسه و بتيل گويند و آن آلياژى يا تركيبى از بعضى فلزّات به رنگ زرد چون مس و قلع و روى ( به نسبت 67 قسمت مس و 23 قسمت روى ) و گاهى سرب مىباشد كه از آن ابزارهايى چون سماور و سينى و غيره مىسازند . ( ر . ك : فرهنگ فارسى ؛ و نيز : لغتنامه ) پس شبه يا برنج ضدّ مس نيست ، بلكه مس ناخالص آميخته با آلياژهاى ديگر است .