مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

112

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

رطل : « 1 » نيم من است . « 2 » رقيق : تنك و روان . رجيع « 3 » : براز . رتيلا : نوعى از عنكبوت است كه در خراسان آن را عمده « 4 » گويند و در بعضى مواضع ديلمه و دلمه « 5 » و ديلمك نيز گويند . راسن مخلّل : زنجبيل شامى در سركه پرورده . رخاوت : سستى . ردائت : « 6 » بدى . رفق : آهستگى و مواسات . ربّ : آب « 7 » غوره و انار و امثال آن كه بجوشانند تا ثلث يا ربع بماند بىشيرينى . روح حيوانى و طبيعى و نفسانى : « 8 » و در حرف « الف » در « ارواح » « 9 » گفته شد . رطوبت فضلى : رطوبتى است كه از هضم غذا يا دوا كه در معده به سبب غليظى يا سختى هضم تمام نيافته باشد و در رگها هضم تمام بيابد ، پيدا شود . « 10 » حرف الزّاء « 11 » الأمراض زكام و نزله : عبارت است از فرود آمدن مادّه از سر . پس اگر از طريق بينى آيد ، آن را

--> ( 1 ) . رطل : كه به صورت « ريطل » و « روطل » نزد اروپاييان در قرون وسطى « رطلو » يا شبيه آن تلفظ مىشد ، از « ليترون » يونانى است كه اغلب واحد وزن متداول در شرق عربى را تشكيل مىدهد . يك رطل مساوى 12 اوقيه ( اونس ) و يا 100 / 1 قنطار است . رطل واحد وزن و پيمانه به دوران قبل از اسلام بازمىگردد و نزد اعراب در دادوستد روزانه به كار مىرفته است . رطل كه ريشهء يونانى آن معروف‌تر است ، در زبان لاتين ، ليبرا ( Libra ) يا ( Rofulus ) ناميده مىشود . رطل در تقسيمات وزن به 12 بخش تقسيم مىشود كه هر بخش آن اوقيه ( Vakie ) نام دارد ( اوزان و مقياسها در اسلام ، ص 43 ) . ( 2 ) . س : - است . ( 3 ) . م : رجع . ( 4 ) . م : عده . ( 5 ) . س : ويله و لدد . ( 6 ) . س : ردارة . ( 7 ) . م : - آب . ( 8 ) . س : - حيوانى و طبيعى و نفسانى . ( 9 ) . س : - در ارواح . ( 10 ) . س : - پيدا شود . ( 11 ) . م : + الأعضاء .