مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
110
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
مىدارد تا بخارهاى آلات غذا به آلات تنفّس نرسد و اذيّتى بدان نرساند « 1 » و اين را حجاب حاجز گويند و بعضى اين حجاب را نيز ديافرغما گويند ؛ و تصوير اين حجاب حاجز و حجاب قاسم صدر كه بعد از اين مذكور مىشود ، در مبحث [ فقار ] « 2 » در حرف « فا » گفته شود ؛ و حجابى ديگر است كه سينه را دو نيم كرده و ابتداى آن از جانب بالا از مهرههاى گردن است و از جانب پيش از ميان استخوانهاى سينه و از جانب پشت از مهرههاى پشت « 3 » ، و اين حجابى است مدوّر ، ابتداى آن از فقرهء هفتمين قصّ ، يعنى استخوانهاى غضروفى سينه ، و از آنجا به طريق وريب از دو جانب پهلوها « 4 » متّصل مىشود و فرود مىآيد تا به مهرهء سيزدهمين از مهرههاى پشت ، و بدن را دو نيم كرده ، نيمى بالايين و نيمى زيرين ، و از نيمهء بالايين هيچ به زيرين راه نگذاشته الّا ممرّ مرىّ كه غذا و آب از دهان به معده مىآيد و رگى چند از دل به نيمهء زيرين مىآيد . ذات الرّيه : ورمى است گرم در شش كه آن گرمى يا از جوهر خون و صفراست ، يا به سبب عفونت بلغم . ذبحه : ورمى است در عضله كه از دو جانب حلقوم است و در عضلهاى كه در دهان و مرىّ و حلقوم و بطانهء حلقوم است . ذوسنطاريا : اسهالى است كه در روده باشد خواه كه خون باشد كه « 5 » دفع شود به افراط . ذرب : در لغت درد معده است ، امّا « 6 » در اصطلاح طبّ نوعى از اسهال است . المتفرّقات ذوات الأربع : چهارپاى مثل اسب و اشتر . « 7 » ذرور : داروهايى است كه ساييده و بيخته ، خشك در چشم ريزند و بر سر جراحت نيز پاشند . « 8 » ذكاء : تيزى فهم .
--> ( 1 ) . س : نرسد . ( 2 ) . به قياس افزوده شد . ( 3 ) . س : - و تصوير اين حجاب حاجز . . . مهرههاى پشت . ( 4 ) . س : - ها . ( 5 ) . م : - كه . ( 6 ) . م : و . ( 7 ) . م : شتر . ( 8 ) . م : - پاشند .