مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
108
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
داء الثّعلب : بسته شدن مسامات باشد كه رستنگاه موى است ، به سبب مادّه ، كه دفع نفوذ مادّه موى كند ، يا به سبب فساد محلّ رستن موى به جهت مادّهء فاسد با سلامت ظاهر پوست ، به خلاف داء الحيّه كه در آنجا پوست بريزد . فايده : بدان كه چون بخار دخانى از اخلاط منفصل شود ، به سبب اثر حرارت در آن « 1 » ميل بيرون كند ؛ و چون به مسامات بدن « 2 » رسد ، اگر مسام فراخ باشد زود از آن بگذرد به تمام ؛ و اگر تنگ باشد ، نفوذ نكند و بيرون نتواند آمد ؛ و اگر مسامات معتدل باشند در فراخى و تنگى ، « 3 » آن بخار دخانى در اين مسامات معتدل نفوذ كند ، امّا از آنجا به تمام بيرون نرود و نگذرد و در آنجا بماند و بر يكديگر نشيند و رطوبتى كه در آن باشد به تحليل برود ، مگر آن مقدار كه اجزاى اين دخان به يكديگر اتّصال دهد و به قدر فراخى و تنگى « 4 » اين مسامات بسته مىشود و على الإتّصال اين « 5 » اجزاى دخانى موصوف به صفت مذكوره به يكديگر مىپيوندد و از مسام بيرون مىآيد « 6 » و اين موى است و سبب اين حرارت مزاج و بسيارى خونى است كه مايل باشد به غليظى . داخس : ورمى است گرم كه عارض مىشود در نزديكى ناخنها با وجعى شديد « 7 » و تمدّد قوى ، و گاه باشد كه ناخن بيفتد . داء الكلب : در « مانيا » گفته خواهد شد . المتفرّقات دخان : دود . دسم : چرب . دسومت : چربى . دافعه : قوّتى است كه فضله را دفع كند ، و در « قوى » در بحث « ارواح » گفته شد .
--> ( 1 ) . م : + و . ( 2 ) . س : بدنى . ( 3 ) . س : تبكى . ( 4 ) . س : تبكى . ( 5 ) . س : - اين . ( 6 ) . م : مىآيند . ( 7 ) . س : + وزنش ( ؟ ) .