مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

459

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

و ضماد كردن به دياخليون و كتان و حلبه و خنازير را به دياخليون « 1 » و ايرسا نرم سوده و به هم جمع كرده ، ضماد كنند و سم گورخر را سوخته ، به روغن زيت سرشته بر خنازير طلا كنند ، تحليل كند . بر اين تدبيرات مداومت نمايند و پيوسته به كار دارند . « 2 » اگر تحليل يابد فبها ، و الّا پخته گردانند و بشكافند و علاج قرحه كنند ؛ و سلعه اگر بزرگ شود و بدانچه ذكر رفت تحليل نيابد ، يكى از دو كار بايد كرد : شكافتن و بيرون آوردن با كيسه‌اى كه آن را كيس السّلعه گويند ، يا به ادويهء معفّنه ريش گردانيدن . صفت آن : آهك در آب نارسيده چهار جزو ، زرنيخ دو جزو ، توبال مس سه جزو ، نطرون « 3 » دو جزو مجموع نرم سوده به روغن گل سرشته ، طلا كنند ؛ و صنف شحميّه به ادويهء محلّله و معفّنه مندفع نگردد و دفع آن به جز بيرون كردن نباشد و « 4 » غدد را به دياخليون ضماد كنند و بر بالاى آن پاره‌اى سرب نهاده ، محكم ببندند . فصل چهاردهم : در داء الثّعلب و داء الحيّه اگر با ريختن موى سر و روى ، پوستى تنك نيز بيفتد ، داء الحيّه و الّا داء الثّعلب . از بلغم مىباشد . علامتش سفيدى و نرمى موضع و باقى علامات بلغم . علاجش تنقيه بلغم به قى به تخم ترب و شبت و عسل و اسهال به فيقراى مقوّى به غاريقون و بعد از تنقيه موضع را به خرفهء درشت بمالند و به سپندان و سير و پياز عنصل طلا كنند ؛ و از صفرا مىباشد . علامتش زردى و درشتى موضع و ساير « 5 » علامات صفرا . علاجش تنقيه به حبّ و « 6 » قرص بنفشه و مطبوخ هليله ، پس سركه و روغن گل بمالند ، پس به فندق با پوست سوخته ، به سركهء كهنه سرشته طلا كنند ؛ و از سودا مىباشد . علامتش كمودت و خشكى

--> ( 1 ) . س ، ل : - و كتان و حلبه . . . دياخليون . ( 2 ) . س : + و . ( 3 ) . نطرون : بورهء سرخ است و به لغت سندى او را « نطراوس » گويند . . . و گفته‌اند كه او دو نوع است : يك نوع سپيد است و به وزن سبك و به خانهء زنبور ماند و نوع ديگر از او پاره‌ها باشد تنك . ( صيدنه ، ص 692 ) . ( 4 ) . ف : - و . ( 5 ) . ف : باقى . ( 6 ) . س ، ف : - و .