مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

440

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

و دمعه و منى ؛ و غير فضول و اقسام اين چهار است : اوّل آنچه محصور بود در اطراف رگهاى باريك كه خون به اعضا مىرساند و آن را عروق شعريّهء ساقيه « 1 » گويند و دويم آنچه بر اعضا « 2 » پراكنده شده ، مثل طلّ « 3 » يعنى « 4 » شبنم و سيم آنچه نزديك است به آنكه منعقد گردد و مانند عضو شود . چهارم آنچه اتّصال اعضا به يكديگر به او « 5 » باشد ؛ پس هرگاه حرارت قسم اوّل را نيست گرداند و در نيست گردانيدن دويم شروع نمايد « 6 » ، به اسم دقّ مخصوص گردد و چون اين « 7 » قسم را نيز افنا كند « 8 » و در افناى سيم شروع كند ، مسمّى به اسم ذبول گردد و مريضى كه به انتهاى اين مرتبه رسد ، كمتر خلاص يابد و اين قسم را نيز چون « 9 » فانى گرداند « 10 » و در فانى گردانيدن قسم چهارم خوض نمايد ، به اسم مفتّت « 11 » تسميه يابد و هر سه را حمّى دقّ گويند . آنچه در مرتبهء اوّل بود معرفتش مشكل بود و علاجش آسان ، و آنچه در مرتبهء دويم بود عكس آن بود ، يعنى معرفت آسان و علاج مشكل ، و علاج مرتبهء اوّل تبريد و ترطيب « 12 » به اغذيه و اشربهء باردهء مرطّبه ، چون آب جو و مرغ چوژه « 13 » و شراب عنّاب و نيلوفر و شيرهء « 14 » تخم خرفه و سكنجبين به عرق كاسنى و شيرهء تخم خيارين و كدوى تر و هندوانه و شفتالو و زردآلو و آلو « 15 » ؛ و آنچه در مرتبهء دويم بود يا نزديك به آن ، به علاج قوىتر احتياج باشد . پس در ربع آخر شب شيرهء تخم خرفه به عرق گاو زبان گرفته ، به يكى از « 16 » اشربهء مذكوره يا به قند و نبات مصرى محلّلى ساخته و شيرهء كافور رياحى در آن حل كرده ، بدهند و در وقت طلوع آفتاب پنج

--> ( 1 ) . س : صافيه . ( 2 ) . ل : - مىرساند و آن را . . . بر اعضا . ( 3 ) . س : ظل . ( 4 ) . ف : - يعنى . ( 5 ) . ل : - به او . ( 6 ) . ل : كند ؛ + مسمّى . ( 7 ) . س : - اين . ( 8 ) . س : گويند . ( 9 ) . ش ، ل ، ف : خون . ( 10 ) . ل ، ف : گردانيدن . ( 11 ) . س : مغنت . ( 12 ) . س : ترتيب . ( 13 ) . ف : قوره . ( 14 ) . ش : - شيره . ( 15 ) . س ، ف : - و آلو . ( 16 ) . ش : + آن .