مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

437

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

مثل خطمى و خبّازى در ابتدا اوفق باشد ، الّا آنكه مادّه بسيار رقيق باشد و اگر خواهند كه استفراغ كنند در دموى فصد باسليق از جانب درد كنند و اگر بلغمى بود به قى و حقنه‌ها و شيافها و گرسنگى و روغن قسط ماليدن و تضميد به ضمادهاى قوى التّحليل مثل جند بيدستر و عاقرقرحا و خردل بعد از آنكه ضمادها كه پيشتر مذكور گشت ، تأثيرى نكند و باشد كه به داغ كردن آن موضع احتياج افتد ؛ امّا به قانونى كه در كتب عمل يد مذكور است نه به طريق عوام و اين مرض اگر « 1 » در جانب چپ بود صعب‌تر باشد ؛ و امّا عرق النّساء ، گاه بود كه پاى را لاغر گرداند و عرج « 2 » حادث شود و از اوجاع مفاصل عرق النّساء و نقرس در معرض نكس « 3 » و بازگشت زياده بود و اصناف عرق النّسا و وجع الورك مثل اصناف نقرس بود . علاجش مثل علاج آن ، الّا در آنچه استثنا كرده شد و در قسم دموى نقرس و عرق النّساء ، اگر فصد باسليق كافى نباشد ، فصد عرق النّساء نيز كنند و ظهور آن و موضع فصدش نزديك لوحى « 4 » وحشىّ است از پاى و « 5 » ببايد دانست كه مرض عرق النّساء در جانب انسىّ نادر واقع مىشود و در كتب هرجا تخصيص به جانب وحشىّ يافته به حسب اكثريّت است . باب يازدهم در تبها و روزهاى بحران مشتمل بر نه فصل : فصل اوّل : در تب و اقسام آن تب ، حرارتى غريبه است كه در دل مشتعل گردد و به توسط خون و روح و شرايين در

--> ( 1 ) . س ، ف : اگر اين مرض . ( 2 ) . عرج : بلندى پا و لنگى آن ؛ بلندى پا نسبت به پاى ديگر . ( لغتنامه ) . ( 3 ) . نكس : باز گرديدن بيمارى . ( لغتنامه ) . ( 4 ) . ف : لوك ؛ ش : لولى ؛ لوحى : استخوان پهن كف پا يا دست . ( ر ك : لغتنامه ) . ( 5 ) . س : - و .