مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

420

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

فصل پنجم : در سلس البول « 1 » از سردى مثانه و استرخاى عضلهء آن مىباشد . علامت و علاج آنچه در تقطير گذشت و روغن قسط ماليدن يا روغن زيت « 2 » يا روغن گوسفند كه در او خزميان و مشك حل كرده باشند ؛ و از حرارت مثانه مىباشد كه آب بسيار جذب مىكند و مجارى را فراخ مىگرداند و مثانه را ضعيف « 3 » . علامتش حرارت مزاج و صبغ قاروره و از گرميها ضرر يافتن . علاجش از تباشير « 4 » و گل ارمنى و تخم خرفه و تخم كاهو و خشخاش اقراص سازند و اگر ربع يك جزو افيون يا مثل آن زعفران اضافه كنند قوىتر باشد و در قسمى كه از سردى بود برشعثا به غايت مفيد است . فصل ششم : در بول در فراش از استرخاى عضله به سبب غلبهء رطوبت مىباشد . بايد كه بر علاج سلس البول كه از سردى بود مداومت نمايند و در وقت خواب بدن را از امتلاى طعام و آب و ميوه نگاه دارند . پشم تيس كه تكه گويند اگر « 5 » بسوزند و به عسل بسريشند و به آب شربت ساخته ، بدهند فايده دهد و دماغ و كليهء ارنب نيز مفيد است . فصل هفتم : در بول الدّم « 6 » آنچه خون صرف بود از گشاده شدن رگى بود در گرده يا مثانه ، امّا از مثانه بسيار نيايد و از گرده بسيار آيد ؛ و گشاده شدن رگ از ضربه و سقطه مىباشد ، و از تمدّد و كزاز قوى مىباشد و گاه بود كه به ادرار « 7 » از گرده بيايد ، چنانچه از مقعد مىآيد و قبل از آمدن گرانى و درد در قطن حادث شود و چون خون بيايد تسكين يابد . علاجش فصد باسليق ، الّا در

--> ( 1 ) . سلس البول : مرضى است كه بول بىاراده خارج شود . ( لغتنامه ) ( 2 ) . س : زينت . ( 3 ) . ش : + مىكند . ( 4 ) . س ، ش ، ف : طباشير . ( 5 ) . ش : - اگر . ( 6 ) . س : + فراش . ( 7 ) . ل : بادوام .