مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

416

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

و روغن كاچيره و روغن قسط و ماليدن اين روغنها در موضع گرده و بر اغذيه و اشربهء گرم و معجون مادّة الحياة « 1 » مواظبت نمودن ، و اگر مادّى بود « 2 » تنقيه آن مادّه كنند ؛ امّا لاغرى گرده ، علامتش سفيدى و كثرت بول و درد پشت و لاغرى بدن و قلّت شهوت باه . علاجش « 3 » حلوا كه از مغز بادام و نارجيل و فندق و فستق و قند سازند و نان پيه آكنده و كلّهء بره و گوسفند يك‌ساله ؛ امّا سنگ و قرحه بعد از اين در اين باب ذكر رود ، و ببايد دانست كه در همهء اقسام درد گرده ، بل جميع دردها آبزن را تأثيرى تمام است . فصل دويم : در عسر و اسر « 4 » بول اسباب دشوارى و گرفتگى بول يا آماس مثانه بود يا بادى غليظ در او يا بسته شدن خون وريم يا سوء مزاج گرم ، چنانچه در تبهاى محرقه واقع شود ، يا سوء مزاج سرد و باطل شدن حسّ « 5 » مثانه يا حبس بول و بازداشتن آن به سبب مانعى يا سنگ مثانه يا ضربه كه بر مثانه آيد يا ورم رودهء مستقيم يا ورم رحم يا ثفلى خشك و رطوبتى لزج يا بادى غليظ در رودهء مستقيم يا ريش و بثره در مجرايى كه هرگاه بول بدانجا مىرسد درد مىكند ، پس مايل به عسر « 6 » مثانه كند « 7 » ، هربا من الالم ، يا به بالا رفتن خصيه . علامت آماس مثانه ، اگر گرم بود تب محرقه و درد صعب در عانه « 8 » و سرخى و انتفاخ آن و هذيان و تشنگى و سياهى زبان . علاجش فصد كنند و در آبى نشانند كه در او بنفشه و خبّازى و جو و خطمى جوشيده باشند « 9 » و ضماد ساختن از آرد جو و بنفشه و سگنگور ، و بعد از هفته‌اى تقريبا ضماد بابونه و تخم كتان و آرد باقلى نهند و اگر تحليل نكند و جمع مدّه « 10 »

--> ( 1 ) . س : الحيوان . ( 2 ) . ف : - بود . ( 3 ) . ل : - علامتش سفيدى . . . علاجش . ( 4 ) . اسر : به احتباس بول مبتلا شدن . ( لغتنامه ) . ( 5 ) . ل : - حسّ ؛ س : حبس . ( 6 ) . س ، د ، ش : عصر . ( 7 ) . ل ، ش : نكند . ( 8 ) . عانه : استخوان پشت زهار است . ( 9 ) . د : - و سياهى زبان . . . جوشيده باشند . ( 10 ) . مدّه : ريم و زرداب گرد آمده در جراحت . ( لغتنامه ) .