مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
398
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
چنان كه در ضعف « 1 » ماسكه مذكور شد . علاجش ، سوء مزاج را به علامات آن معلوم كرده « 2 » تبديل كنند و باد را به ترك چيزهاى نفّاخ و كاسرات رياح تأجيل و رطوبى را كه علامتش غثيان و بسيارى آب دهان و شيرينى و بيرون آمدن آن « 3 » با براز است « 4 » ، التأجيل المداوا ، قى به آب ترب و عسل و شبت كنند و مداومت بر جوارشات مذكور نمايند ؛ و از ضعف دافعه مىباشد و اين به غايت قليل الوقوع است ، پس اندكاندك دفع كند ، چه از ضعف به يك بار دفع نتواند كرد و آنچه دفع كند « 5 » منهضم بود و علامت ضعف دافعهء معده آن است كه زياده از دوازده ساعت در معده نماند و سبب آن يبوست بود . علاج « 6 » ، به چيزهاى تر بايد كرد ؛ و از كثرت صفرا در معده مىباشد . علامت و « 7 » علاج در اسهال مرارى بيايد ؛ و از بلغم شور مىباشد . علامتش « 8 » شورى دهان . علاجش قى فرمايند و گلقند مقوّى به مصطكى با « 9 » شراب بهى يا شراب ليمو دهند ؛ و از بثرات « 10 » و جوشش و قرحه و ريش معده مىباشد . علامتش جوشش زبان و خشكى و حرارت و بعد از تناول طعام در معده احساس سوزشى و دردى شود و چون طعام بگذرد تسكين يابد و در براز صديد و زرداب رقيق آيد . علاجش اگر « 11 » مانعى نباشد فصد باسليق كنند . آب جو بريان كرده و عدس و برنج نشسته « 12 » ، به شيرهء خشخاش ، و هر روز دو « 13 » درم اسبغول بريان كرده و يك درم صمغ عربى و دو درم روغن گل به شراب صندل بدهند و اگر بعد از هفتهاى دفع نشود قرص تباشير و سفوف حبّ الرّمان « 14 » دهند به شراب بهى ؛ و از باطل
--> ( 1 ) . س : ضعف در . ( 2 ) . س : معلوم كرده . ( 3 ) . س : - آن . ( 4 ) . ل : - است . ( 5 ) . س : - كند . ( 6 ) . ل : + ش . ( 7 ) . ل ، ف : - علامت و . ( 8 ) . س : - علامتش . ( 9 ) . ش : يا . ( 10 ) . س : شراب . ( 11 ) . س : - اگر . ( 12 ) . ف ، ش : شسته . ( 13 ) . س : - دو . ( 14 ) . سفوف حبّ الرّمان : جهت اسهال كه از ضعف معده و امعاء باشد و تقويت معده و امعاء مىكند . ناردان بو داده ، حبّ الآس ، بلوط ، سماق ، كمون در سركه خيسيده بوداده و . . . ( تحفه ، صص 1072 - 1073 ) .