مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

388

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

علاجش علاج « 1 » ورم جگر ، اگر علامت ورم « 2 » بود و « 3 » اگر سوء مزاج بود ، گرم را به سكنجبين و آب كاسنى و سرد را به سكنجبين بزورى و غذا مناسب هريك و استفراغ زرداب به مثل كلكلانج « 4 » سرد يا گرم به حسب حرارت و برودت مزاج مريض « 5 » ، و بعد از آن بر مدّرات « 6 » و مقويّات سرد يا گرم « 7 » مواظبت نمايند . مدّرات : تخم كرفس ، انيسون ، روناس « 8 » ، پر سياوشان ، باديان ، تخم خربزه ، تخم خيارين ، تخم كاسنى ؛ و مقوّيات : قرص امبرباريس « 9 » سرد و گرم و قرص گل و شراب دينارى و سكنجبين بزورى . علامت لحمى « 10 » تربّل « 11 » و فربه شدن جميع بدن و چون انگشت بر موضعى فرو برند ، مدّتى در گو بماند ، سفيدى بول و نرمى طبيعت ، و پيش بعضى اين اسلم انواع است . علاجش مداواى سردى مزاج جگر و تقويت و تسخين « 12 » به آنچه در سوء « 13 » مزاج معده مذكور شد و در « 14 » ريگ گرم و نرم از گردن به زير پنهان شدن . علامت طبلى عدم گرانى ، چنانچه در زقّى بود

--> ( 1 ) . ش : - علاج . ( 2 ) . س : جگر . ( 3 ) . س : - و . ( 4 ) . كلكلانج : معجونى است هندى ( لغتنامه ) و آن را انواعى است . ابن سينا كلكلانج را به دو دستهء بزرگ و كوچك تقسيم كرده و طرز تهيهء هريك را ذكر نموده است . ( ر ك : قانون ، ج 5 ، صص 280 - 281 ) و جرجانى صفت كلكلانج سرد را چنين آورده است : « بگيرند برگ مازريون و هليلهء زرد مقشّر و غاريقون و . . . » ( ذخيرهء خوارزمشاهى ، به نقل از لغتنامه ) . ( 5 ) . ف : بدهند . ( 6 ) . مدرّات : جارىكنندهء بول ؛ آنچه رطوبتها را از عروق و ديگر اعضا به مجارى بول برانگيزد تا بول آن را برون سازد . ( لغتنامه . ) ( 7 ) . ش : - به حسب حرارت . . . سرد يا گرم . ( 8 ) . روناس : گياهى است معروف كه بدان جامه و ابريشم رنگ كنند و به عربى فوه و عروق الخمر خوانند . ( برهان ) اسم فارسى فوه الصبغ است . ( تحفه ، ص 430 ) . ( 9 ) . س : انبرباريس ؛ امبرباريس به يونانى زرشك را گويند . ( 10 ) . س : - لحمى . ( 11 ) . تربّل : نزد پزشكان نفخى است كه عارض اطراف و غير آن شود و سبب آن ريختن بلغم رقيق است بر اثر ضعف هاضمه ، چنان كه در استسقاء رخ دهد . مىگويند : « تربلت المرأة اذا كثر لحمها . ( بحر الجواهر ، به نقل از لغتنامه ) . ( 12 ) . تسخين : گرم كردن ( لغتنامه ) . ( 13 ) . ش : - سوء . ( 14 ) . ش : + نرم .