مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

282

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

بسريشند « 1 » . و عسل بايد كه چندان بود « 2 » كه « 3 » بالاى وى بايستد . و اللّه اعلم « 4 » . باب يازدهم : در روغنها روغن بادام بنفشه « 5 » : بادام پوست‌كنده بچشند « 6 » تا در آن ميان « 7 » تلخ نباشد و هريك بادام به دو نيمه كنند و در كيسهء كرباس « 8 » خوش‌بو كرده به عرق گل و عود اندازند و هر چهار من « 9 » بادام ، يك من بنفشهء آب نارسيده دراندازند و صد روز بگذارند و بعد از آن روغن از آن بيرون كنند چنان كه رسم است . روغن كدو : دانهء كدو « 10 » از پوست پاك « 11 » كنند و روغن از آن بيرون « 12 » كنند « 13 » چنان كه رسم است . روغن « 14 » گل « 15 » بادام : معتدل است در گرمى و سردى . حرارت دماغ را سودمند است . در فهم و قوت دماغ بيفزايد . مغز بادام « 16 » : دو من / ورق گل « 17 » : يك من ؛ با يكديگر بياميزد « 18 » و در كيسه‌اى از كرباس نو ، صد روز نگاه دارند « 19 » . بعد از آن روغن « 20 » بيرون كنند ، چنان كه رسم است « 21 » . روغن « 22 » كه موى را سياه كند « 23 » و قوى گرداند : آملهء از دانه پاك كرده ، ورق مورد و « 24 » پوست بيخ صنوبر از هريك « 25 » راستار است در آب بپزند تا « 26 » با « 27 » نيمه آيد و به دست مالند و صافى كنند و

--> ( 1 ) . م : بسرشند . ( 2 ) . م : باشد . ( 3 ) . م : + بر . ( 4 ) . م : - و اللّه اعلم . ( 5 ) . ل : - بنفشه . ( 6 ) . م : بچشد . ( 7 ) . م : بادام . ( 8 ) . م : + نو . ( 9 ) . م : + مغز . ( 10 ) . م : + دانه . ( 11 ) . م : - پاك . ( 12 ) . م : - بيرون . ( 13 ) . م : بكشند . ( 14 ) . ل : - روغن . ( 15 ) . ل : گلنار . ( 16 ) . م : + پوست‌كنده . ( 17 ) . م : + سرخ از دانه بيرون كرده . ( 18 ) . م : بياميزند . ( 19 ) . م : دارند ؛ م : + و . ( 20 ) . م : + از آن . ( 21 ) . م : - چنان كه رسم است . ( 22 ) . م : + آمله . ( 23 ) . م : - كند . ( 24 ) . م : - و . ( 25 ) . م : يكى . ( 26 ) . م : + آب . ( 27 ) . م : به .