مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

252

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

ياقوت رمانى « 1 » خداوند وسواس و خفقان را سود دارد . دل را قوت دهد . يشب « 2 » سنگى است كه سرد و خشك است . اسهال خون را سود دارد . يبروح « 3 » سرد و خشك است در درجه سيوم . مخدر است . سبات آورد . تمام شد مقالت سيوم در ذكر ادويه مفرده . بعون اللّه تعالى مقالت چهارم در ذكر ادويه مركبه و اين بيست دو باب است باب اول : در مفرحات « 4 » و معاجين « 5 » [ مفرح ] ياقوت رمانى : خفقان [ و ] وسواس را سودمند است . دل را قوت دهد و نشاط آورد : لؤلؤ ناسفته : شش درم / مرجان : چهار درم / ياقوت رمانى : دو درم / زر طلا : يك مثقال / سنگ لاژورد : يك مثقال و نيم / لعل : سه درم / عقيق : يك مثقال / سنگ يشب : يك مثقال و نيم / كهربا : سه درم / طباشير سفيد : هفت درم / صندل مقاصرى : پنج درم / صندل سرخ : دو درم / ورق نيلوفر : سه درم / پوست زرشك : سه درم / گل سرخ : پنج درم / گل مختوم « 6 » : دو درم / گشنيز خشك : سه درم / دانهء گل : سه درم / سادج هندى : يك مثقال /

--> ( 1 ) . ياقوت رمانى : نوعى از ياقوت كه رنگش مشابه رنگ دانهء انار باشد . ( لغتنامه ) . ( 2 ) . يشب : به فتح اول ، سنگى است و آن معرب يشم است به ابدال ميم . مأخوذ از يشب فارسى . ( لغتنامه ) . ( 3 ) . يبروح : لغت سريانى است . به فتح اول به معناى ذو صورتين است ، مهر گياه و مردم گياه . ( 4 ) . مفرحات : « داروهاى مقوى دل » ( منتهى الارب ) « به اصطلاح اطبا نوعى از مركبات كه اعضاى رئيسه را قوت دهد . شيرين و خوش‌مزه و خوش‌بو بود » ( لغتنامه ) . ( 5 ) . معجون : « به اصطلاح ادويه‌اى چند سائيده كه به شهد يا قوام قند آميخته باشد ؛ خواه خوشمزه باشد يا تلخ به خلاف جوارش كه در آن خوش‌مزه بودن شرط است » ( غياث اللغات ) . ( 6 ) . گل مختوم : به كسر گاف و فتح ميم ، گلى است سرخ‌رنگ بسيار املس كه آن را از تل البحيره آورند و بهترين وى آن باشد كه بوى شبت كند و بر لب چسبد . ترياق همه زهرهاست . ( برهان قاطع ) .