مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
248
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
نفت گرم و خشك است در درجه چهارم . درد ران و مفاصل و لقوه و فالج و سرفه كهن را سود دارد و بادها را بشكند و پيچيدن شكم را سود دارد و بچهء مرده از مشيمه بيرون آورد و كرم را بشكند « 1 » . نوشادر گرم و خشك است در درجهء سوم « 2 » خناق بلغمى را سود دارد و « 3 » در چشم كشيدن ، سپيدهء چشم را ببرد « 4 » . نيل گرم و خشك است در درجه اول . كلف و بهق و داء الثعلب را طلى كردن سودمند است . « 5 » نان خشك طبع را ببندد . نان خشكار زود هضم شود و از معده بگذرد « 6 » . نان « 7 » گندم شسته دير گوارد « 8 » و غذا بسيار دهد و بدن را فربه كند . نان فطير آن است كه چون در آب اندازند به زير آب فرو شود « 9 » و نان نيك بريان كرده « 10 » بر سر آب بايستد . نان فطير طبع را ببندد و « 11 » دير هضم شود و باد انگيزد و ريگ در گرده و مثانه بازديد آورد . نان فرانى « 12 » دير گوارد « 13 » و خداوندان كد و تعب را لايق بود « 14 » . نان كه بر سنگ گرم پخته باشند ، دير هضم شود « 15 » . نان بر تابه پخته « 16 » ، دير هضم شود . خداوندان تعب را سودمند است « 17 » . طبع را ببندد و سده بازديد آورد .
--> ( 1 ) . م : - نفت . . . بشكند . ( 2 ) . م : سيوم . ( 3 ) . م : - و . ( 4 ) . م : + گرم و خشك است در درجه چهارم درد ران و مفاصل و لقوه و فالج و سرفه كهن را سود دارد . بادها بشكند . پيچيدن شكم را سودمند است . بچهء مرده از مشيمه بيرون آورد و كرم را بكشد . ( 5 ) . م : باشد . ( 6 ) . م : نگذرد . ( 7 ) . م : + از . ( 8 ) . م : بگوارد . ( 9 ) . م : رود . ( 10 ) . س : - بريانكرده . ( 11 ) . م : - و . ( 12 ) . فرانى : به فتح اول ، جمع فرنى است . نانهاى كليچهء گرد و بزرگ . ( 13 ) . م : بگوارد . ( 14 ) . س : + قطايف دير هضم شود . ( 15 ) . س : - نان . . . شود . ( 16 ) . م : نان كه بر تابه خشك پخته باشند ؛ س : + خشك است و غليظ . ( 17 ) . س : - دير هضم شود . . . است .