مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
244
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
گوشت اشتر به غايت گرم است و « 1 » گرمكننده « 2 » . خداوندان رياضت را و تعب را سود دارد « 3 » . گوشت اسب گرم است « 4 » و غليظ است . تولد سودا كند . گوشت راسو گرم است . صرع را سود دارد . گوشت گربه گرم است . بواسير را سود دارد « 5 » . باب اللام لاژورد گرم و خشك است به درجه دوم « 6 » . مژگان چشم را « 7 » به خاصيت نيكو كند « 8 » . و به استفراغ ، خلط « 9 » بد « 10 » برآورد « 11 » و خداوندان « 12 » درد گرده را سود دارد . لك « 13 » لاغرى آورد و « 14 » خداوندان يرقان و درد جگر و استسقا را سود دارد . لسان الحمل بارتنگ است . سيلان خونى « 15 » بازدارد و اين منفعت از برگ و تخم او يافتهاند « 16 » . بيخ او خائيدن ، درد دندان ساكن « 17 » كند . لبلاب « 18 » ؛ عصارهء « 19 » او سينه و شش را سود دارد و سدّهء جگر بگشايد . لوبيا گرم و تر است در درجه اول . بول براند و بدن فربه كند « 20 » .
--> ( 1 ) . م : - است و . ( 2 ) . م : + است . ( 3 ) . م : خداوندان تعب و رياضت سود دارد . ( 4 ) . م : + خداوندان تعب و رياضت را سود دارد . ( 5 ) . س : - گوشت گربه گرم است . بواسير را سود دارد . ( 6 ) . م : دوم . ( 7 ) . م : + نيكو بود . ( 8 ) . م : - نيكو كند . ( 9 ) . م : غلطيدن . ( 10 ) . م : نيك . ( 11 ) . م : بود . ( 12 ) . م : خداوند . ( 13 ) . لك : به ضم يا فتح اول ، صمغ نباتى است شبيه به مرو . گويند شبنمى است كه بر آن نبات نشيند . ( لغتنامه ) . ( 14 ) . م : - و . ( 15 ) . م : خون . ( 16 ) . م : يافتهام . ( 17 ) . م : زايل . ( 18 ) . لبلاب : به فتح يا كسر اول ، عشقه و آن گياهى باشد كه بر درخت پيچد و گاه باشد كه درخت را خشك كند و عريان . آن را حبل المساكين و بقله بارده خوانند . ( لغتنامه ) . ( 19 ) . س : عضاره . ( 20 ) . م : - لوبيا . . . فربه كند .