مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
233
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
سيب دل را « 1 » و معده را قوت دهد . سيب شيرين گرم و تر است و « 2 » ترش « 3 » سرد و خشك است . سماق سرد و « 4 » خشك است . طبع را ببندد . سنجد سرد و خشك است . طبع را ببندد . و تنقل شراب كردن ، دير مستى آورد . سير گرم و خشك است در درجهء سيوم « 5 » و « 6 » تغير « 7 » آب « 8 » و هوا « 9 » را سود دارد . سپستان گرم و تر است . سينه « 10 » و حلق را « 11 » نرم كند و خلط و « 12 » سودا براند . سقنقور ماهىاى است كه از رود « 13 » نيل مصر آورند . در باه بيفزايد ، خاصه « 14 » ناف آن « 15 » . سرطان سرد و تر است « 16 » . مسلول « 17 » را نافع است . سرخس گرم و خشك است . كرم را بكشد . سنگ مقناطيس گرم و خشك است . چون آن را بسوزانند شادنه « 18 » شود . تشنج « 19 » و درد مفاصل را سود دارد چون در دست گيرند . سنگ كه كارد بدان تيز كنند ، سرد و خشك است . ريشها را « 20 » طلى « 21 » كنند ، بزرگ نشود . سنگ يهود ، گرده و مثانه را از سنگ « 22 » پاك كند « 23 » . سرنج سرد و خشك است . اندر مرهمها به كار آيد .
--> ( 1 ) . م : - را . ( 2 ) . م : - و . ( 3 ) . م : + او . ( 4 ) . م : - سرد و . ( 5 ) . س : - سنجد . . . درجهء سيوم . ( 6 ) . م : - و . ( 7 ) . س : به غير . ( 8 ) . س : آبها . ( 9 ) . س : - و هوا . ( 10 ) . م : + را . ( 11 ) . م : - را . ( 12 ) . م : - و . ( 13 ) . م : - از رود . ( 14 ) . م : + در . ( 15 ) . م : او . ( 16 ) . س : - سرد و تر است . ( 17 ) . م : مسلوك . ( 18 ) . شادنه : بر وزن دامنه ، سنگى باشد سرخرنگ به سياهى مايل و زودشكن مانند گل بحرى و آن دو نوع است ، عدسى و گاورسى و آن را از طور سينا و گاهى از هندوستان هم آورند و در دواها خصوصا داروى چشم به كار مىبرند و آن را به عربى حجر الدم خوانند و حجر الطور و حجر هندى هم گويند . گويند اگر سنگ آهنربا را بسوزانند ، عمل شادنج كند . ( برهان قاطع ) . ( 19 ) . م : + را ؛ س : نشيخ . ( 20 ) . م : - ريشها را . ( 21 ) . م : + پستان . ( 22 ) . م : + و ريگ . ( 23 ) . م : گرداند .