مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

172

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

اگر از پس « 1 » طعام خوردن بود ، علاج كم خوردن غذا باشد « 2 » و شراب مىبه « 3 » خوردن « 4 » . و اگر پيش از خوردن بود و « 5 » مزاج معده گرم « 6 » باشد « 7 » ، علاج قى كردن است به آب ورق تربيزه و جلاب بالنگو « 8 » دادن و شراب انار و « 9 » نعناع دهند « 10 » . و « 11 » غذا زيره باج با مرغ دهند « 12 » . باب سى و پنجم « 13 » : در پيچيدن شكم سبب آن رطوبتى باشد كه حرارت بر تحليل آن قادر نباشد و از آن نفخ و قراقر پديد آيد « 14 » . علاج : گوارش زيره و شراب ريحانى به آب رازيانه بايد « 15 » دادن « 16 » و كندر و زيره كرمانى و ورق سداب خائيدن و دستار گرم كردن « 17 » به « 18 » آتش « 19 » و « 20 » در « 21 » شكم نهادن و در گرمابه آب گرم بر شكم ريختن . و « 22 » غذا ، نخودآب با دارچينى دهند « 23 » . باب سى و ششم « 24 » : در فواق « 25 » فواق حركت طبقهء اندرون معده است و اين حركت مركب است از تشنجى انقباضى « 26 » ، گريختن از موذى را و حركتى انبساطى از جهت دفع موذى را . و اين موذى يا

--> ( 1 ) . م : پس از . ( 2 ) . ل : - باشد . ( 3 ) . م : هيبه ؛ « چون معده سرد باشد ، شربت مىبه و اگر گرم است رب به دادن . » ( قانونچه ، ص 118 ) ؛ « شراب مى به چنين تهيه شود : آب به ترش و شيرين ده رطل ، شراب كهن خوشبوى پنج رطل ، ثفل به را در شراب خيسانده يك شبانه روز و بعد از آن بجوشانند و بپالايند و باز بر سر آب ، آب به كنند و باهم بجوشانند تا به نيمه آيد و فرو گيرند و بپالايند و باز بر آتش نهند . » ( قانونچه ص 118 ، حواشى مترجم ) . ( 4 ) . م : + غذا مزورهء انار دانه خوردن . ( 5 ) . م : - پيش از خوردن بود و . ( 6 ) . م : سرد . ( 7 ) . م : بود . ( 8 ) . م : + و نبات . ( 9 ) . م : با . ( 10 ) . م : دادن . ( 11 ) . م : - و . ( 12 ) . م : دادن ؛ ل : + و اللّه اعلم . ( 13 ) . م : از مقالهء دوم . ( 14 ) . م : بازديد آيد . ( 15 ) . ل : - بايد . ( 16 ) . ل : دهند . ( 17 ) . ل : - بايد . ( 18 ) . ل : دهند . ( 19 ) . م : + گرم كرده . ( 20 ) . م : - و . ( 21 ) . م : بر . ( 22 ) . م : - و . ( 23 ) . ل : + و اللّه اعلم بالصواب ؛ م : دادن نافع بود . ( 24 ) . م : + از مقالهء دوم . ( 25 ) . « يعنى هكهك . » ( ميزان الطب ، ص 125 ) . ( 26 ) . ل : انقباض .