مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
170
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
اسپيوش « 1 » بايد « 2 » دادن « 3 » و گل « 4 » ارمنى با گلاب و سركه ممزوج بايد « 5 » دادن « 6 » و كندر و خون سياوشان « 7 » و اقاقيا و روغن گل بادام طلى « 8 » سينه كردن « 9 » . و « 10 » غذا مزوره از بينوسرخ « 11 » و آب غوره « 12 » و سماق « 13 » دهند « 14 » . باب سى و سؤم « 15 » : در ضعف معده ضعف معده يا از سوء المزاج سرد بود « 16 » يا از بسيارى « 17 » بلغم « 18 » كه در معده گرد آمده باشد . علامت آنكه از سوء المزاج سرد باشد ، قراقر و نفخ بسيار باشد و دوّار و سدر گاهگاه « 19 » باشد . علاج : گوارش « 20 » زيره و زنجبيل « 21 » مربى و فلفل و نانخواه و مصطكى رومى « 22 »
--> ( 1 ) . م : به آب ورق اسپيوش و آب تخم ترك ؛ اسپيوش به فتح اول و سكون ثالث ، بر وزن اسپغول و به همين معنا ، بذر قطونا باشد . ( برهان قاطع ) ؛ « به شيرازى بنگو خوانند » ( اختيارات بديعى ، ص 57 ) ؛ به نظر مىرسد مؤلف غياثيه گاه از نام عمومى آن ، اسپيوش و گاه از تداول شيرازى آن ، بنگو استفاده مىكرده است . ( 2 ) . ل : - بايد . ( 3 ) . ل : دهند . ( 4 ) . ل : كندر و . ( 5 ) . ل : - بايد . ( 6 ) . ل : دهند . ( 7 ) . خون سياوشان : به معنى خون سياوش است و آن دارويى باشد سرخرنگ و به عربى آن را دم الاخوين خوانند ( برهان قاطع ) . « پارسى خون سياوشان و به عربى فاطر الدم خوانند . . . وى صمغ بقم بود و از جزيرهء سقوطره خيزد . » ( اختيارات بديعى ، ص 168 ) ، « شيرهاى است سرخرنگ و مشهور . » ( قانون ، كتاب دوم ، ص 122 ) . ( 8 ) . م : در . ( 9 ) . م : طلى بايد كردن . ( 10 ) . م : - و . ( 11 ) . م : بنوسرخ . ( 12 ) . ل : غور . ( 13 ) . ل : - و سماق . ( 14 ) . م : بايد دادن . ( 15 ) . م : + از مقالهء دوم . ( 16 ) . م : باشد . ( 17 ) . م : - بسيارى . ( 18 ) . م : + بسيار . ( 19 ) . م : - گاه . ( 20 ) . گوارش : به ضم اول ، تركيبى باشد كه به جهت هضم نمودن طعام سازند و خورند و معرب آن جوارش باشد . ( برهان قاطع ) . ( 21 ) . زنجبيل : ريشه گياهى است كه اصل آن از بنگال و مالاياست . طعم آن تلخ و سوزنده و جهت تقويت بدن ، افزايش اشتها و دفع بلغم معده تجويز مىشود . ( قانونچه ، ص 183 ، توضيحات مترجم ) ؛ ر . ك : اختيارات بديعى ، ص 208 . ( 22 ) . مصطكى : به فتح اول و ثالث ، ( از يونانى ماستيخه ) يك نوع سم سقزى خوشبو و شبيه به كندر كه آن را اراء و -