مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
155
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
داشتن سود دارد . و عود و قسط و كندر و لادن سوختن سود دارد « 1 » . باب بيستم « 2 » : در « 3 » آمدن خون از بينى « 4 » سبب خون آمدن از بينى « 5 » بسيارى خون باشد در بدن تا دهن « 6 » رگى « 7 » گشوده شود و خون آمدن گيرد يا بحران بيمارى حاده « 8 » باشد . اگر به سبب بسيارى « 9 » خون بدن باشد ، فصد قيفال بايد كردن و شراب غوره و شراب ريباس « 10 » و جلاب عناب و سكنگبين « 11 » ساده بايد دادن و آب گشنيز تر به برف سرد كردن و در بينى چكانيدن و گل ارمنى « 12 » و نشاسته و آب مورد و عرق گل طلى سر كردن و بسّد « 13 » و كهربا و گل ارمنى سوده در بينى افشاندن و در آب سرد نشستن و برگ بيد و كاهو و گل « 14 » خشخاش و صندل و عرق گل بوئيدن . و « 15 » غذا مزورهء زرشك و سماق و انار دانه دادن « 16 » . اگر سبب رعاف ، بحران بيمارى حاده « 17 » باشد ، باز نبايد بست « 18 » الا اگر « 19 » قوت تحمل نكند و « 20 » صندل و كافور و گل ارمنى و گلاب بر جگر طلا « 21 » بايد كردن .
--> ( 1 ) . ل : + و اللّه اعلم . ( 2 ) . م : + از مقالهء دوم . ( 3 ) . م : + رعاف . ( 4 ) . م : + از مقالهء دوم . ( 5 ) . م : + از . ( 6 ) . م : در بينى . ( 7 ) . م : كى . ( 8 ) . م : حاره . ( 9 ) . ل : بيمارى . ( 10 ) . م : ريواس دادن . ( 11 ) . م : سكنجبين . ( 12 ) . گل ارمنى : به كسر اول و ثانى ، گلى باشد سرخرنگ به سياهى مايل و به عربى طين ارمنى خوانند . تبى را كه در ايام و با و طاعون به هم رسد نافع است . گويند وقتى در ارمن و با و طاعون عظيمى به هم رسيده چنان كه معدودى چند مانده بودند . چون از ايشان تفحص شد ، در آن ايام از اين گل مىخوردند . ( برهان قاطع ) ، ر . ك : اختيارات بديعى ، ص 287 . ( 13 ) . م : سركه . ( 14 ) . م : + و . ( 15 ) . م : - و . ( 16 ) . ل : دهند . ( 17 ) . م : حاره . ( 18 ) . م : بستن . ( 19 ) . ل : - اگر . ( 20 ) . م : - و . ( 21 ) . ل : طلى .