الشيخ رسول جعفريان
1331
رسائل حجابيه (فارسى)
ولى مردانهوار آن قائد دين * نكرد او را در اين تكليف تمكين چنان بر ضد او كرد استقامت * كه نامش ماند نيكو تا قيامت زن اندر كلّ دنيا هست آزاد * كجا ديده زنى اينگونه بيداد چرا مجبور در كشف حجاب است * چرا اينگونه در رنج و عذاب است بر ايشان بيش از اندازه جفا رفت * هواى نفس را بين تا كجا رفت اگر مىبود ما را غيرت دين * نمىكرديم از اين ظلم تمكين چنان داد اختيار خيل نسوان * به دست بىمروّت پاسبانان كه شد هر بىسروپا حكمفرما * بر آن بيچارگان ز اعلا و ادنا مگو نظميه گو دار جنايت * در او گرد آمده اهل غوايت چه خيرى پس در اين كشف حجاب است * چه كس سيراب آخر زين سراب است هزاران زحمت آرد بىحجابى * به دلها كينه كارد بىحجابى هزاران فتنهها در اوست اندر * هلاك عالمى در اوست مضمر پى قوّادى زن بهر مردان * عجب دامى بود از بهر شيطان حجاب از بهر زن فخر و وقار است * برايش در دو عالم افتخار است « 1 » از شاعران ناشناخته در اينجا چندين شعر كه از شاعران ناشناخته براى ما دربارهء حجاب سروده شده ، ياد مىكنيم . شاعرى دربارهء حجاب و عفت چنين سروده است : هر آن عاقل كه او اصلاح عالم در نظر دارد * بداند تا چه حدّى دين در اين مقصد اثر دارد همى دانند دانايان كه اندر اين زمان دنيا * به دين از هر زمانش احتياجى بيشتر دارد مگر اين دردهاى بىشمار پيكر عالم * به غير از داروى دين هيچ درمانى دگر دارد حجاب عفّت و عصمت كمال و خدمت شوهر * كه مىگويد براى فرقهء نسوان ضرر دارد مگر اوضاع نكبتبار محنتآور دنيا * به جز با رفع بىدينى علاجى خوبتر دارد مگر در عرصهء خاك جهان جز در ظلال دين * درخت نيكبختى زنان گل يا ثمر دارد به حكم نص قرآن تا نگردد زن محجّب دان * محال است آنكه شهوتران زانى دست بردارد عبث بر اين در و آن در مزن از بهر آسايش * كه بيدينى است آن چيزى كه ما را دربدر دارد
--> بىپروايى كه نمود ، نتوانستند متعرّض اهل علم شوند و خداوند او را تا آخر از شرّ رضا خان حفظ فرمود و با سرافرازى از دنيا رفت . ( 1 ) . كلمة الحق يا تاريخچهء منظوم دوره منحوس رضا خان پهلوى ، ( محمد جواد صافى ، به كوشش على صافى گلپايگانى ، قم ، انتشارات هادى . 1358 ش ) ، صص 47 - 43