الشيخ رسول جعفريان
1305
رسائل حجابيه (فارسى)
دخترا مىكنم از مغلطهكاران خبرت * كه مبادا ببرند از ره انسان بدرت تا خبردار شوى يا به قلم يا تبليغ * برده عصمت ز تو ننهد كلاهى بسرت طلب از مهد همى علم و عمل تا به لحد * كاين بود امر خدا گفتهء پيغامبرت علم آن نيست كه مه را بكشى زير نقاب * تا خلايق همه بىبهره شوند از نظرت علم آن دان كه كنى حفظ حيا و عصمت * روز و شب حرفه بود زحمت و كار و هنرت از درخت هنر و علم گرت ميوه رسيد * برگزيده است ز قرآن همگى دادگرت علم آموز كه از قيد مذلّت برهى * نه جهالت كه كند خاك گدايى بسرت رخ مپوشان و مينديش ز توبيخ كسان * چه شود گر كه ببيند كسى از رهگذرت ره به سرمنزل مقصود نخواهى بردن * با نقاب ار بشود خضر نبىّ راهبرت همه از نسل يك انسان و يك مام هستيم * غول گشته ز چه رو مرد همه در نظرت گرد بر روى مزن ، وسمه بر ابروى مكش * كه تو خود خوبى و نتوان شد ازين خوبترت پشت لب خال منه ساده و خوش باطن باش * زلف كج باز مكن بر رخ همچون قمرت بهترين زينت دختر بنگر عصمت اوست * خود تو دانى و نگويم من از اين بيشترت بعد در خانه نخسب و قدمى بيرون نه * تا شود كشف همه خوب و بد و خير و شرت گر تو در خانه نشينى و نپويى ره علم * فرق بسيار يقين دادن كه بود با بشرت علم آموز و مپوشان رخ و باعصمت باش * تو جمال حقى آخر به كجا شد اثرت بده « انصاف » و گرنه همه دانند حجاب * شامل موى سياهست و سفيدى برت « 1 » همچنين در نشريهء سرافراز چاپ هندوستان نيز براساس آنچه كه در نشريهء دعوت اسلامى آمده ، شعرى به دفاع از غزل حجابيهء افشار سروده شده است . « 2 » مه رخا پردهء ناموس ميفكن ز سرت * تا كه عالم نشود مات ز ترك نظرت رخ ز بيگانه ببند ار بودت حُسْن شرف * مبر از بوالهوسى عصمت مام و پدرت شوخ چشما ننما گوشهء ابرو كه مباد * عاشقان جان بسپارند به هر رهگذرت گل من پاى به بازار و خيابان مگذار * هان كه من مىكنم آگاه ز راه خطرت تو كه دوشيزهء اسلامى و پروردهء دين * نى سزاوار كه بيگانه بگيرد به برت تا توانى تو به كاشانهء خود جايگزين * حفظ كن در كنف گنج تو يكتا گهرت مكن ابراز چو بيرون شدى آن لعل لبت * كام عشاق شود تلخ از آن نيشكرت « 3 »
--> ( 1 ) . گفتار ادبى ، ج 2 ، صص 387 - 388 ( 2 ) . اين شعر در مجلهء الاسلام چاپ شيراز سال ششم ، ش 5 ( جمادى الاولى 1347 ق ) ص 30 چاپ شده است . ( 3 ) . اين بيت را افشار در گفتار ادبى نياورده و ما به نقل از شراب و حجاب در اديان ، ص 19 آورديم .