الشيخ رسول جعفريان
742
رسائل حجابيه (فارسى)
طوسى در تبيان ص 325 جزء دوم ، پس از نقل اقوال مفسّرين فرمود : اجماع نمودند بر عدم وجوب ستر وجه و كفين . از آنجا معلوم مىشود كه كسانى كه « إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها » [ را ] به ثياب تفسير نمودهاند ، مانند ابن مسعود و صاحب كنز العرفان به ادلّهء ديگر كشف وجه و كفين را جايز دانستهاند ؛ و يكى از ادلّهء آن ، آيهء « وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ » « 1 » است . « 2 » نكتهء قابل توجّه اين است كه ابن مسعود زينت ظاهره [ را ] به ثياب تفسير كرده و كنز العرفان از او متابعت نموده ، و خيلى اشتباه كردهاند ؛ زيرا كه اباحهء امرى كه اجتناب از آن غير مقدور مىباشد ، نزد بلغا ، قبيح مستهجن است ؛ چونكه اگر فرض كنيم ثياب را بايد مستور نماييم ، بايد ثياب [ را ] نيز مستور كنيم . ثياب دوم نيز به ثياب ديگر احتياج دارد و هكذا ؛ پس ستر ثياب غير مقدور است . و اباحهء امر غير مقدور الاجتناب ، مستهجن است ؛ امّا از ابن مسعود عجيب نيست ؛ چون در تفسير اشتباهات زيادى داشت و حضرت امير عليه السلام آن را رد كرده است . مخصوصا در آيهء شريفه « مِنْ نِسائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ » « 3 » در سورهء نساء ، قول او نزد ما معتبر نيست ؛ بلكه معتبر ظاهر قرآن است . و قول اهل بيت عصمت كه همه متّفق هستند بر اينكه وجه و كفين و قدمين بر زن واجب نيست كه ستر شود و نظر اجانب به اينها جايز است و مراد از إِلَّا ما ظَهَرَ اين است ؛ چنانچه از نقل اخبار اهل بيت معلوم مىشود . اخبار اهل بيت عصمت ما اين اخبار را از تفسير برهان سيد هاشم بحرينى نقل مىكنيم كه در جزء سوم در صفحه 731 در تفسير آيهء قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ ذكر كرده است . از محمد بن يعقوب و سند را به حضرت باقر عليه السلام به طريق صحيح متصل كرده است كه آن حضرت فرمود : جوانى از انصار در مدينه زنى را استقبال نمود ، درحالىكه زنان قناع را پشت گوش مىانداختند ، به آن زن نگاه كرد ، درحالىكه روبرو بود . پس از اينكه رد شد ، از پشت سر نگاه كرد تا وارد كوچهاى شد ، استخوانى كه در ديوار كوچه بود به صورت آن جوان خورد ، صورتش را پاره كرد . زن كه از نظر او ناپديد شد ، متوجه شد كه خون بر سينه و پيراهنش جريان دارد . پس
--> ( 1 ) . نور ، 31 . ( 2 ) . آنچه در ذيل اين تعبير در كنز العرفان آمده ، اين است : الخمر جمع خمار ، و هى المقنعة ؛ و المراد بضربها إسدالها على الصدر و العنق سترا لهما ، و تغييرا لعادة الجاهليّة فى لبس المخانق ، مع كشف الصدر و ما فوقه . ؛ كنز العرفان ، ج 2 ، ص 222 ( طبعا از اين عبارت به دست نمىآيد كه فاضل مقداد صاحب كنز العرفان كشف وجه و كفين را جايز دانستهاند . مصحح ) . ( 3 ) . نساء ، 23 .