الشيخ رسول جعفريان
1283
رسائل حجابيه (فارسى)
من سيهپوشم و تا اين سيه از تن نكنم * تو سيهبختى و بدبخت چو بخت تو منم منم آن كس كه بود بخت او اسپيد كنم * من اگر گريم ، گريانى تو من اگر خندم ، خندانى تو * بكنم گر ز تن اين جامه گناهست مرا ؟ نكنم ، عمر در اين جامه تباهست مرا ؟ * زحمت مردن من يك قدم است تا لب گور كفن در تنم است * شرم چه ؟ مرد يكى بنده و زن يك بنده زن چه كردست كه از مرد شود شرمنده * ورنه تا زن به كفن سر برده نيمى از ملت ايران مرده « 1 » نمونهاى ديگر از اشعار ضدحجاب او در قطعهاى است كه در سال 1338 ق / 1299 ش تحت عنوان دزد پاتختى سروده است : رجال ما همه دزدند و دزد بدنام است * كه دزد گردنه ، بدنام دزد پاتختى است زنان كشور ما زندهاند و در كفناند * كه اين اصول سيهبختى ، از سيهرختى است « 2 » شريعتمدار نيشابورى شعرى در برابر شعر نخستى كه از عشقى نقل كرديم ، سروده است : زن و مردند به نسبت چه كتان و مهتاب * جملگى مست غرورند چه شيخاند و چه شاب عالم و جاهل شهر از رخ خوبند خراب * پس خرابى شود اصلاح و مرمّت ز حجاب آتش مفسده را آب زند اين جلباب * همه گيرند از اين ملت درس او ندارد ز كسى وحشت و ترس * چون ز بيننده كند منع نظر روبنده باشد اين چادر و روبنده بسى زيبنده * هست از او عصمت و ناموس زنان پاينده اين سخن مذهب هركس باشد * گو به دشمن كه جفا بس باشد زن در اسلام ز روبنده سرافراز شود * از زنان ملل خارجه ممتاز شود ايمن از چشم بد مردم غمّاز شود * صاحب عفّت و دمساز به اعزاز شود عزّت و فتح در اين جامعه آغاز شود * زن كه روبنده ز رخ بسترده مردنش به كه بماند زنده « 3 »
--> ( 1 ) . ميرزادهء عشقى ، محمد قائد ( تهران ، طرح نو ، 1377 ) صص 135 - 136 به نقل از منظومهء كفن سياه ، چاپ بمبئى ، ( بدون تاريخ ) . از صبا تا نيما ، ج 2 ، ص 370 - 372 ( 2 ) . كليات مصور عشقى ، ص 373 ( 3 ) . كشف الغرور ، ص 43