الشيخ رسول جعفريان

1270

رسائل حجابيه (فارسى)

محكم كنند كه هرگز به مرد ديگرى اعتنا نكند و به راه كج نرود . اين شيوهء ناپسنديده دو تأثير بد داشت : يكى اين‌كه تخم عدم اعتماد و بدگمانى بين زن و مرد كاشته مىشد و آن توافق و محبّت و احترامى كه بايد زن و شوهر را به هم پيوند دهد زايل مىگرديد يا اصلا بوجود نمىآمد ؛ و ديگر اين‌كه زنان ما چنان از بچگى تحت قيد اسارت و يوغ بندگى بار آمده بودند و از حيات چيزى غير از اين نمىدانستند ، حتى به اندازه يك دختر هفت سالهء انگليسى و فرانسوى هم به آنچه بيرون از خانه‌شان مىگذشت ، وقوف يا علاقه نداشتند . مرد ، خداى زن بود و كليهء زنان بايست مطيع مردان باشند ، هر مردى به مجردى كه ظن بىعفّتى به زوجهء خود مىبرد مىتوانست او را بكشد ، ازدواج به يك صيغهء طلّقت باطل مىشد و بنابراين در نظر زن قرب و قدرى نداشت ؛ مرد علاوه بر عدّهء معيّن زنان عقدى و عدهء نامحدود زنان صيغه‌اش با هر زنى هم كه به عنوان كنيزى خريده بود يا به او بخشيده بودند ، هر معامله‌اى كه مىخواست مىتوانست بكند و بنابراين زن در نظر مردان حرمتى نداشت . ما مىخواهيم كه كليهء اين عيوب مرتفع شود و علاوه بر رفع حجاب ، تعدّد زوجات بالمرّه ممنوع شود ، تعليم عمومى اجبارى براى پسران و دختران مقرّر شود ، دختران و پسران در مدرسه باهم باربيايند تا ذوق‌هاى كج و طبايع منحرف در ايران به اين زيادى نباشد ، وسايل تعليم و تربيت و كارآموزى براى زنان سالخورده فراهم شود ، مزد و مواجب زنان و مردان براى شغل واحد و متشابه ، متساوى باشد ، پليس‌هاى زن در مملكت وجود داشته باشد و به نسوان حق رأى دادن و انتخاب شدن به وكالت مجلس و عضويت انجمن بلدى و وزارت و سفارت داده شود . در آبان‌ماه گذشته ، در اخبار رويتر در ميان دلايل و براهينى كه از قول يكى از علماى طهران بر لزوم اعادهء حجاب نسوان نقل كرده بودند ، اين عبارت آمده بود كه زنان بىحجاب كه ساق دست و پاى خود را بيرون مىاندازند ، باعث تحريك شديد جهاز عصبى و احساسات ناظرين مىشوند ، بىآن‌كه وسيلهء تسكين اين هيجان را به دست مردان بدهند . ببينيد كه اين عبارت چه‌اندازه زشت و موهن و شرم‌آور است و چقدر از يك نفر پيشواى دينى ركيك و مستهجن است . مثل اين است كه حتى در اين زمان هم عقيدهء جمعى بر اين است كه نسوان جز برانگيختن شهوت مردان خاصيتى و موجب خلقتى ندارند . به ايشان بايد گفت : چرا مردان خاطر خود را پاك و مصفّى نمىكنند تا در وجود زن يك آدميزاد و يك شريك زندگانى و يك همكار و همقدم ببينند و بس . از اين بگذريم ؛ اگر تحريك احساسات مجوّز تحميل حجاب است ، غلام امرد را نيز