الشيخ رسول جعفريان
1261
رسائل حجابيه (فارسى)
دست به قلم شده ، مقالات فراوانى در جرايد به دفاع از كشف حجاب نگاشته و فرياد آزادى زنان را بار ديگر به آسمان رساندند . اين طايفه بهطور سنّتى ، چشم اميدش اروپا و غرب بوده و همهء آمال و آرزوهايش ، در آن قطعه خاك نهفته بود . از همين يك رسالهء كوچك مىتوان دريافت كه تا چهاندازه ، گروه ياد شده ، شيفتهء فرهنگ اروپايى بوده و در پى آن بود تا مانند آنان بينديشد و زندگى كند . شگفت آنكه كسانى مانند صاحب اين مقاله ، اساسا به پديدهاى به نام استعمار اعتقاد نداشتند و حضور انگليسىها و فرانسوىها را در سرزمينهاى مختلف ، وسيلهاى براى تربيت و اصلاح آن كشورها معرفى مىكنند . چنين حركتى از سوى روشنفكران ايرانى كه دستپروردهء اروپا بوده ، حياتشان را مديون غرب مىدانستند و فرهنگ غرب و نوشتههاى فيلسوفان غربى ، تنها آبشخور فكرى و روحى آنها بود ، حركتى كاملا طبيعى بود . اگر چيزى بر خلاف اين مسير ديده شد ، بايد شگفتزده بود . اشاره كرديم كه روشنفكران پس از رضا خان ، كوشيدند تا به دفاع از مظاهر تجدد قيام كنند و به شكل گستردهاى در هو كردن روحانيت و احكام شريعت قدم بردارند . اين كارى بود كه روشنفكران از پس از مشروطه آغاز كرده و در پناه دولت پهلوى در قالب نظم و نثر و رمان و ديگر گونههاى ادبى ، بدترين ، تندترين و بىاساسترين اتهامات را به روحانيت و مظاهر دينى وارد كردند تا ايران را در جرگهء كشورهاى متجدد سازند . حركت به سوى تجدد اصلى مسلم براى اينان بود كه همهء پذيرفتهاند و ما هم براى اينكه رسواى عالم نشويم ، بايد آن را بپذيريم . به ادعاهاى همين روشنفكر بنگريد : « در تركيه و سوريه و فلسطين و هندوستان و سرنديب و چين و ژاپن همهء مردم به اين راه افتادهاند و در شما مملكت ما اقوام متعددى كه در خطمشى سياسى و اجتماعى همقدم روسيهء اشتراكى شدهاند ، ترك و تاجيك و ازبك و قرقيز ، جملگى دو اسبه به سوى تكامل و ترقّى مىتازند . در چنين دنيايى ما نمىتوانيم ساكت بمانيم و به اين نيز اكتفا نكرده ، راه قهقرا بپيماييم . » ايران آنچنان مظلوميت داشت كه بايد الگويش را از تركيه مىگرفت و شگفت آنكه تا به امروز نيز همهء تلاشهايى كه از زمان شروع اصلاحات غربى توسط آتاتورك در تركيه آغاز شده است تا خود را اروپايى كنند ، بىثمر مانده و به عبارتى سرشان به سنگ خورده است . نگاهى ساده نشان مىدهد كه قوم جديد ، به جز سنّتىهايى كه هنوز ايمانشان را نگاه داشتهاند ، اكنون نه دمكراسى دارند ، نه آزادى ، نه دين ، نه اقتصاد و نه حيثيت ؛ بلكه مشتى نظامى به زور سرنيزه و با تعطيل كردن احزاب اسلامى و سركوب زنان با حجاب مىكوشند تا هنوز همان راه اصلاحات به سبك غرب را دنبال كنند .