الشيخ رسول جعفريان
1253
رسائل حجابيه (فارسى)
مقتدر ، اين زنهاى بىنفقه و مسكينه را گرفته و استعداد توالد اين بيچارهها ضايع نشده و نظام الهى مختل نباشد ؛ اما بدون اين قانون ، عمر اين مظلومهها معطّلا مىگذرد و از وجود اينها هيچ استفاده نمىشود . هرگاه مدّعى بگويد كه تعدّد زوجات اسباب نفاق و شقاق و اوقات تلخى طرفين است و مردى كه دو زن داشته باشد ، هيچوقت خوش وقت نيست ؛ جواب مىگوييم كه شريعت واجب نمىداند كه بايد مرد بيشتر از يك زن اختيار نمايد ؛ چنانچه در قرآن ، خداوند مىفرمايد : « فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً » « 1 » يعنى هرگاه ترسيديد كه در ميانهء دو و سه زن با عدالت رفتار نمىتوانيد بكنيد ، آن وقت يكى كفايت است و تعدّدش جايز نيست . اما قسم ثانى از بلاد كه اهالى آنجا اغلب غنىترند و ممكن است هر فرد فرد آنها يك زن بگيرد ، هيچ فردى از زنها بدون شوهر نماند و بر هر فردى از افراد رجال را بيشتر از يك زن ممكن نشود و اگر طالب هم باشد ، پيدا نكند . آن وقت حساب پاك است ؛ هر مرد صاحب يك زن و هر زن صاحب يك مرد است . هرگاه مدّعى بگويد كه تعدّد زوجات براى اهالى قسم اوّل از بلدان كه فقرا بيشتر از اغنياء هستند جايز و براى قسم ثانى غير جايز ، و اين هم مخالف عدل مىشود ، جواب مىگوييم كه ، تمام بلدان هميشه به يك حال نمىماند . گاهى اهالى يك مملكت غنىتر و گاهى فقيرتر مىشوند . هرگاه به جهت فقر اهالى بعضى از زنها بىشوهر ماندند ، اغنياء آنها را عقد نموده تصاحب مىنمايند . و ايضا اگر تعدّد زوجات جايز نباشد ، بايد شخص مسافر و لو چهل و پنجاه سال مدّت مسافرت او باشد از ازدواج ممنوع شده ، اين هم خلاف طبيعت و قانون آزادى و مظلوميت و اسارت فوق الطاقه است . پس واضح شد كه تعدّد زوجات امرى است موافق طبيعت بشرى و عقول سليمه به خلاف معتقد مؤلف مزبور . اما انحصار زوجه در اربع را مؤلف متعرض نشده ؛ پس ما از حكمت شرعى او صرف نظر نموده ، به جهت اينكه مدّعى اهل شرع نيست كه احكام شرعى او را مسكت باشد ، پس با ادلّهء عقلى و حكمى ، حكمت او را بيان خواهيم نمود . سابقا گفتيم كه مردان عاجز از اعطاى نفقه ، ممتنع از ازدواج شده و مردان غنى و مقتدر اقدام به زواج خواهند نمود ؛ و اين هم معلوم است كه در تمام دنيا اسباب تموّل و تكسّب منحصر به چهار است : امارت ، تجارت ، صناعت و زراعت . پس خداوند عالم ، در مقابل هر يك از اين اسباب مباح فرموده كه مرد يك زن اختيار نمايد . هرگاه داراى هر چهار شد ، چهار زن و هرگاه با يك اسباب كسب صاحب تموّل زياد شد ، باز مىتواند زياده از يكى الى
--> ( 1 ) . نساء ، 3