الشيخ رسول جعفريان
1205
رسائل حجابيه (فارسى)
كه براى اين منظور مفيد باشد . اگر منظور اين بود كه لزوما روسرىها از پيش رو آويخته شود دستور مىرسيد كه روسريهايى تهيه كنيد غير از اين روسرىهاى موجود كه بتوانيد هم چهره را بپوشانيد و هم راه برويد . ثالثا تركيب مادهء « ضرب » و كلمهء « على » مفيد مفهوم آويختن نيست . چنانكه قبلا گفتيم و از اهل فن لغت و ادب عرب نقل كرديم تركيب « ضرب » با « على » فقط مفيد اين معنى است كه فلان چيز را بر روى فلان شىء مانند حائلى قرار داد . مثلا معنى جملهء « فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ » اين است كه بر روى گوشهاى اينها حائلى قرار داديم . عليهذا مفهوم « وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ » اين است كه با روسرىها بر روى سينه و گريبان حائلى قرار دهيد . پس وقتى در مقام تحديد و بيان حدود پوشش است و مىفرمايد با روسرىها بر روى گريبانها و سينهها حائلى قرار دهيد و نمىگويد بر روى چهره حائلى قرار دهيد ، معلوم مىشود حائل قرار دادن بر روى چهره واجب و لازم نيست . يك نكتهء ديگر كه بايد اينجا اضافه كرد اين است كه بايد ديد زنان مسلمان قبل از نزول اين آيه روسرى را به چه كيفيت به كار مىبردهاند ؟ از لحاظ تاريخ مسلّم است كه زنان مسلمان قبل از نزول آيات پوشش به حكم عادت معمول آن روز عرب چهرهء خود را نمىپوشانيدهاند ، چنانكه قبلا نقل كرديم روسرى را از پشت گوشها رد كرده و اطراف آن را به پشت خود مىانداختهاند و در نتيجه گوشها ، گوشوارهها ، چهره ، گردن و گريبان نمايان بوده است . وقتى در همچو زمينهاى دستور داده شد كه روسرى را بر گريبان بزنند معناى اين دستور اين است كه دو طرف روسرى را از جانب راست و چپ به جلو آورده و بهطور چپ و راست بر گريبان بزنند . به كار بردن اين دستور موجب مىشود گوشها و گوشوارهها و گردن و گريبان پوشيده شود و چهره باز بماند . به نظر ما در اينكه آيهء موردنظر همين معنى را مىفهماند هيچ ترديدى نيست و چون توجه كنيم كه آيه در مقام بيان حدود پوشش است و به اصطلاح اصوليّين اهمال در مقام بيان جايز نيست ، بهطور قطع مىفهميم كه پوشانيدن چهره واجب نيست . 2 . در موارد بسيارى كه مستقيما مسألهء پوشش يا مسألهء جواز و عدم جواز نظر مطرح است ملاحظه مىكنيم كه در جواب و سؤالهايى كه ميان افراد و پيشوايان دين رد و بدل شده فقط مسألهء « مو » مطرح است و مسألهء « رو » به هيچ وجه مطرح نيست ؛ يعنى وجه و كفّين مفروغ عنه و مسلّم فرض شده است . و ما ذيلا چند نمونه از اين موارد را ذكر مىكنيم : الف . در مورد حرمت نظر به خواهرزن : صحيح البزنطى عن الرّضا عليه السلام قال : سألته عن الرّجل يحلّ له ان ينظر