الشيخ رسول جعفريان

1189

رسائل حجابيه (فارسى)

نامحرم مىباشند ، يعنى كنيز كاملا در حكم يك مرد است . البته چنين چيزى درست نيست . ج . طفيليانى كه نيازى به زن ندارند ( التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ ) قدر مسلّم ، اين جمله ديوانگان و افراد بله را كه داراى شهوت نيستند و جاذبه‌اى را كه در زن است درك نمىكنند شامل مىگردد . بعضىها عموميت بيشترى در آيه قائل شده‌اند و آن را شامل خواجگان حرمسرا نيز دانسته‌اند به استناد اينكه خواجگان نيز حاجتى به زن ندارند . محرم دانستن خواجگان و آوردن آنان به حرمسراها در زمان‌هاى قديم براساس همين فتوا بوده است . برخى ديگر در آيه تعميم بيشترى داده‌اند و گفته‌اند شامل فقرا و مساكين نيز مىباشد ، يعنى كسانى كه وضع خاص آنان و شرايط آنان طورى است كه در اين عوالم نيستند . كسى كه براى نانش معطل است و به خاطر لقمهء نانى به دنبال آن مىدود و مخصوصا با فاصلهء طبقاتىاى كه بين آن دو وجود دارد هرگز به فكر مسائل جنسى نخواهد بود . ولى حقيقت اين است كه اين اندازه توسعه در مفهوم آيه بسيار بعيد است . قدر مسلّم همان طبقهء اول است و اگر بيشتر تعميم دهيم حداكثر اين است كه طبقهء دوم را مشمول آيه بدانيم . د . كودكانى كه از امور جنسى بىخبرند يا توانايى ندارند الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ . اين قسمت را نيز دو جور مىتوان تفسير كرد . كلمهء « لَمْ يَظْهَرُوا » از مادهء « ظهور » است و با كلمهء « على » متعدى شده است . ممكن است تركيب اين دو كلمه مفهوم « اطلاع » را بدهد . پس معنى چنين مىشود : كودكانى كه بر امور نهانى زنان آگاه نيستند . و ممكن است مفهوم « غلبه و قدرت » را بدهد ، پس معنى چنين مىشود : كودكانى كه بر استفاده از امور نهانى زنان توانايى ندارند . طبق احتمال اول مراد بچه‌هاى غير مميّز هستند كه قدرت تشخيص اين‌گونه مطالب را ندارند . اما طبق احتمال دوم مقصود بچه‌هايى است كه قدرت بر امور جنسى ندارند يعنى غيربالغ مىباشند هرچند مميّز بوده باشند . طبق احتمال دوم اطفالى كه همه چيز مىفهمند و نزديك به حد بلوغ مىباشند ولى بالغ نمىباشند جزء استثناها هستند . فتواى فقها نيز برطبق اين تفسير است . در دنبالهء آيه مىفرمايد : « وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ » يعنى زنان به منظور آشكار ساختن زينت‌هاى پنهان خود پاى بر زمين نكوبند . زنان عرب معمولا خلخال به پا مىكردند و براى اينكه بفهمانند خلخال قيمتى به پا دارند پاى خود را محكم بر زمين مىكوفتند . آيهء كريمه از اين كار هم نهى فرمود .