الشيخ رسول جعفريان
1164
رسائل حجابيه (فارسى)
هرجامعهاى از لحاظ خوراك يك مقدار معين تقاضا دارد ؛ يعنى اگر كشورى مثلا بيست ميليون جمعيت داشته باشد مصرف خوراكى آنها معين است كه كمتر از آن نبايد باشد و زيادتر هم اگر باشد نمىتوانند مصرف كنند . فرضا اگر گندم زياد داشته باشند به دريا مىريزند . دربارهء اين جامعه اگر بپرسيم مصرف خوراك آن در سال چقدر است ، جواب مقدار مشخصى خواهد بود . ولى اگر دربارهء يك جامعه بپرسيم كه از نظر علاقهء افراد به پول چقدر احتياج به ثروت هست ؟ يعنى چقدر پول لازم دارد تا حس پولپرستى همهء افراد آن را اشباع كند بهطورى كه اگر باز هم بخواهيم به آن پول بدهيم بگويند ديگر سير شدهايم ، ميل نداريم و نمىتوانيم بگيريم ، جواب اين است كه اين خواست حدى نخواهد داشت . علمدوستى هم همين حالت را دارد . در حديثى از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آمده است : « منهومان لا يشبعان : طالب علم و طالب مال » يعنى دو گرسنه هرگز سير نمىشوند : يكى جويندهء علم و ديگر طالب ثروت ، هرچه بيشتر به آنها داده شود اشتهاشان تيزتر مىگردد . جاهطلبى بشر هم از همين قبيل است . ظرفيت بشر از نظر جاهطلبى پايانناپذير است . هر فردى هر مقام اجتماعى و هر پست عالى را كه به دست آورد باز هم طالب مقام بالاتر است ؛ و اساسا هرجا كه پاى حس تملك به ميان بيايد از پايانپذيرى خبرى نيست . غريزهء جنسى دو جنبه دارد : جنبهء جسمانى و جنبهء روحى . از جنبهء جسمى محدود است . از اين نظر يك زن يا دو زن براى اشباع مرد كافى است ، ولى از نظر تنوعطلبى و عطش روحىاى كه در اين ناحيه ممكن است به وجود آيد شكل ديگرى دارد . قبلا اشاره كرديم كه حالت روحى مربوط به اين موضوع دو نوع است : يكى آن است كه به اصطلاح « عشق » ناميده مىشود و همان چيزى است كه در ميان فلاسفه و مخصوصا فلاسفهء الهى مطرح است كه آيا ريشه و هدف عشق واقعى ، جسمى و جنسى است و يا ريشه و هدف ديگرى دارد كه صددرصد روحى است و يا شقّ سومى در كار است و آن اينكه از لحاظ ريشه جنسى است ولى بعد حالت معنوى پيدا مىكند و متوجه هدفهاى غيرجنسى مىگردد ؟ اين عطش روحى فعلا محل بحث ما نيست . اين نوع از عطش هميشه جنبهء فردى و شخصى دارد يعنى به موضوع خاص و شخص خاص تعلق مىگيرد و رابطهء او را با غير او قطع مىكند . اين نوع از عطش در زمينهء محدوديتها و محروميتها به وجود مىآيد . نوع ديگر عطش روحى آن است كه به صورت حرص و آز درمىآيد كه از شوؤن حس تملك است و يا آميختهاى است از دو غريزهء پايانناپذير : شهوت جنسى و حس تملك . آن همان است كه در صاحبان حرمسراهاى قديم و در اغلب پولداران و غيرپولداران عصر ما