الشيخ رسول جعفريان

1157

رسائل حجابيه (فارسى)

هنگامى كه مصالح اخلاقى و اجتماعى ، افراد اجتماع را ملزم كند كه در معاشرت اسلوب خاصى را رعايت كنند مثلا با لباس كامل بيرون بيايند ، چنين چيزى نه بردگى نام دارد و نه زندان و نه ضد آزادى و حيثيت انسانى است و نه ظلم و ضد حكم عقل به شمار مىرود . برعكس ، پوشيده بودن زن - در همان حدودى كه اسلام تعيين كرده است - موجب كرامت و احترام بيشتر اوست ، زيرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون مىدارد . شرافت زن اقتضا مىكند كه هنگامى كه از خانه بيرون مىرود متين و سنگين و باوقار باشد ، در طرز رفتار و لباس پوشيدنش هيچ‌گونه عمدى كه باعث تحريك و تهييج شود به كار نبرد ، عملا مرد را به سوى خود دعوت نكند ، زباندار لباس نپوشد ، زباندار راه نرود ، زباندار و معنىدار به سخن خود آهنگ ندهد ، چه آنكه گاهى اوقات ژست‌ها سخن مىگويند ، راه رفتن انسان سخن مىگويد ، طرز حرف‌زدنش يك حرف ديگرى مىزند . اول از تيپ خودم كه روحانى هستم مثال مىزنم : اگر يك روحانى براى خودش قيافه و هيكلى بر خلاف آنچه عادت و معمول است بسازد ، عمامه را بزرگ و ريش را دراز كند ، عصا و ردايى با هيمنه و شكوه خاص به دست و دوش بگيرد ، اين ژست و قيافه خودش حرف مىزند ، مىگويد براى من احترام قائل شويد ، راه برايم باز كنيد ، مؤدب بايستيد ، دست مرا ببوسيد . همچنين است حالت يك افسر با نشانه‌هاى عالى افسرى كه گردن مىافرازد ، قدم‌ها را محكم به زمين مىكوبد ، باد به غبغب مىاندازد ، صداى خود را موقع حرف‌زدن كلفت مىكند . او هم زباندار عمل مىكند ، به زبان بىزبانى مىگويد : از من بترسيد ، رعب من را در دل‌هاى خود جا دهيد . همين‌طور ممكن است زن يك طرز لباس بپوشد يا راه برود كه اطوار و افعالش حرف بزند ، فرياد بزند كه به دنبال من بيا ، سر بسر من بگذار ، متلك بگو ، در مقابل من زانو بزن ، اظهار عشق و پرستش كن . آيا حيثيت زن ايجاب مىكند كه اينچنين باشد ؟ آيا اگر ساده و آرام بيايد و برود ، حواس پرت‌كن نباشد و نگاه‌هاى شهوت‌آلود مردان را به سوى خود جلب نكند ، بر خلاف حيثيت زن يا بر خلاف حيثيت مرد يا بر خلاف مصالح اجتماع يا بر خلاف اصل آزادى فرد است ؟ آرى اگر كسى بگويد زن را بايد در خانه حبس و در را به رويش قفل كرد و به هيچ‌وجه اجازهء بيرون رفتن از خانه به او نداد ، البته اين با آزادى طبيعى و حيثيت انسانى و حقوق خدادادى زن منافات دارد . چنين چيزى در حجاب‌هاى غير اسلام بوده است ولى در اسلام