الشيخ رسول جعفريان
1134
رسائل حجابيه (فارسى)
منطق ، پوشش زن عبارت است از زندانى شدن زن به دست مرد ، و علت اينكه مرد زن را اينچنين اسير مىكرده اين است كه مىخواسته هرچه بيشتر از وجود او بهرهء اقتصادى ببرد . بررسى تقسيم تاريخ روابط زن و مرد به چهار دوره به نحوى كه ذكر شد تقليد نارسايى است از آنچه پيروان كمونيزم دربارهء ادوار تاريخى زندگى بشر از نظر عوامل اقتصادى كه به عقيدهء آنها زيربناى همهء پديدههاى اجتماعى است ذكر كردهاند . آن مىگويند ادوار تاريخى بشر عبارت است از دورهء اشتراك اوليه ، دورهء ملوك الطّوايفى ، دورهء سرمايهدارى و دورهء كمونيزم و اشتراك ثانوى كه شباهت كامل به دورهء اشتراك اوليه دارد . آنچه دربارهء ادوار زندگى زن در كتاب سابق الذكر آمده كپيهاى است از آنجا ولى كپيهاى كه به هيچ حسابى درست در نمىآيد . به عقيدهء ما چنين دورههايى در زندگى زن هرگز نبوده است و امكان نداشته وجود داشته باشد . همان دورهء اولى كه به عنوان اشتراك اوليه معرفى مىكند ، از لحاظ تاريخ جامعهشناسى به هيچوجه مورد تصديق نيست . جامعهشناسى تاكنون نتوانسته است قرينهاى به دست بياورد كه دورهاى بر بشر گذشته كه زندگى خانوادگى وجود نداشته است . به عقيدهء مورخين ، دورهء مادرشاهى بوده است ولى دورهء كمونيزم جنسى نبوده است . ما دربارهء اين ادوار نمىخواهيم به تفصيل بحث كنيم ، كافى است دربارهء خود اين مدعا كه مىگويند پوشش زن معلول مالكيت مرد نسبت به زن است بحث كنيم و آن را مورد بررسى قرار دهيم : ما اين جهت را كه در گذشته مرد به زن به چشم يك ابزار مىنگريست و از او بهرهكشى اقتصادى مىكرد ، به صورت يك اصل كلى حاكم بر همهء اجتماعات گذشته قبول نداريم . علائق عاطفى زوجيّت هرگز اجازه نمىداده كه مردان به صورت يك « طبقهء » زبردست بر زنان به صورت يك « طبقهء » زيردست حكومت كنند ، آنان را استثمار نمايند ؛ همچنانكه معقول نيست فرض كنيم در دورههاى گذشته پدران و مادران به عنوان يك « طبقه » بر فرزندان به عنوان يك « طبقهء » ديگر حكومت و آنها را استثمار مىكردهاند . علائق عاطفى والدين و فرزندان همواره مانع چنين چيزى بوده است . علائق زوجين به يكديگر ، حتى در اجتماعات گذشته ، بيشتر عاطفى و عشقى بوده و زن با نيروى جاذبه و جمال خود بر قلب مرد حكومت كرده او را در خدمت خود گرفته است . مرد به ميل و رغبت خود نانآور زن شده و راضى شده او با خيال راحت به خود برسد و مايهء تسكين قلب و ارضاى عاطفهء عشقى او باشد ؛ همچنانكه با ميل و رغبت خود ، زن را در پشت جبههء جنگ برده خود به وظيفهء سربازى و فداكارى و دفاع از زن و فرزند قيام كرده است .