الشيخ رسول جعفريان
1125
رسائل حجابيه (فارسى)
مثلا ديده است كه هرچند داشتن ثروت موجب يك سلسله خوشىها و كامرانيهاست اما هزاران ناراحتىها و اضطرابها و تحمل ذلتها در تحصيل و در نگهدارى آن وجود دارد . بشر ديده است كه آزادى و استغناء و علوّ طبع خود را به واسطهء اين لذات مادى از دست مىدهد ؛ ازاينرو از همهء آن لذات چشم پوشيده ، تجرد و استغناء را پيشهء خود ساخته است . شايد در رياضت هندى ، عامل اول و در فقرطلبى كلبى يونانى عامل دوم بيشتر مؤثر بوده است . علل ديگرى نيز براى پديد آمدن رياضت و گريز از لذت ذكر كردهاند . از آن جمله اينكه محروميت و شكست در موفقيتهاى مادى مخصوصا شكست در عشق سبب توجه به رياضت مىگردد . روح بشر پس از اين نوع شكستها انتقام خود را از لذتهاى مادى بدينصورت مىگيرد كه آنها را پليد مىشناسد و فلسفهاى براى پليدى آنها مىسازد . افراط در خوشگذرانى و كامجويى عامل ديگر توجه به رياضت است . ظرفيت جسمانى انسان براى لذت محدود است . افراط در كامجويى و لذات جسمانى و تحميل بيش از اندازهء ظرفيت بر بدن موجب عكس العمل شديد روحى مخصوصا در سنين پيرى مىگردد . خستگى ، سرخوردگى به وجود مىآورد . تأثير اين دو علت را نبايد انكار كرد ولى مسلّما اينها علت منحصر نمىباشند . تأثير اين دو علت بدين نحو است كه پس از شكستها و عدم موفقيتها و يا خستگىها و فرسودگىها انديشهء وصول به حقيقت در روح بيدار مىگردد . توجه به ماديات و غرق شدن در انديشههاى مادى ، خود مانعى است براى اينكه انسان دربارهء ازليّت و ابديّت و حقيقت جاودانى بينديشد و در اين جهت فكر و تلاش كند كه از كجا آمدهام و در كجا هستم و به كجا مىروم ؟ اما همينكه به واسطهء شكست و يا خستگى حالت گريز و بىرغبتى نسبت به ماديت در روح پديد آمد ، انديشهء در مطلقات بلامزاحم مانده جان مىگيرد . اين دو عامل هميشه به كمك عامل اول سبب توجه به رياضت مىشود . و البته بعضى از افرادى كه به سوى رياضت كشيده مىشوند تحت تأثير اين دو عامل مىباشند نه همهء آنها . بررسى اكنون ببينيم از نظر اسلام و طرز تفكرى كه اسلام به جهان عرضه داشته است آيا چنين تعليل و توجيهى براى پوشش صحيح است ؟ اسلام خوشبختانه يك طرز تفكر و جهانبينى روشن دارد ، نظرش دربارهء انسان و جهان و لذت روشن است و به خوبى مىتوان فهميد كه آيا چنين انديشهاى در جهانبينى اسلام وجود دارد يا نه ؟