الشيخ رسول جعفريان
1103
رسائل حجابيه (فارسى)
كمترين نقطهء تاريكى در دل سفيد مردها پيدا شود . مثلا مىگويند كه ممكن است زن جوان زيبا همهگونه آرايش بنمايد و به مغازهها برود و هرگونه بيع و شرايى را طبق دلخواه با هر مرد بيگانهاى انجام بدهد و به خيابانها و گردشگاههاى عمومى و سينماها و تئاترها برود و نمايشهاى عاشقانه و عمليّات دلبرانه را از هر زن و مردى ببيند و بشنود و با هر جوان زيبايى در مراكز سينما و تئاتر و ساير مجالس همنشين و هممجلس بشود ، و ساز و نوازها و آوازههاى موسيقى را بشنود ، و عينا به هرجا كه پاى مرد مىرسد ، پاى او هم برسد و معذلك دامن عفّت و تقواى او پاك و طيّب و طاهر بماند ، و مانند زن خانهدارى كه سرگرم شوهردارى و فرزنددارى است ، كوچكترين خيال فاسد و خاطرهء نامناسب در مغز و قلب او راه پيدا نكند ! شما اى دانشمندان با انصاف و اى خردمندان با وجدان ! اين ادّعاى بىاساس و پوچ را مىپذيريد ؟ آيا اين فرضيهء باطل را قابل قبول مىدانيد ؟ كدام تعليم و تربيت است كه جلو اين طوفان طبيعى و اين طغيان كوهكن حيوانى را بتواند بگيرد ؟ گويند پادشاهى ، گربهاى را تربيت كرده بود كه در مجلس او شمع به دست مىگرفت و با ادب مانند لاله مىنشست تا به ديگران بفهماند كه همه چيز قابل تربيت است . وزير دانشمند به سلطان عرض كرد : بلى همه چيز قابل تربيت است ؛ ولى تا هنگامى كه خواهش طبيعت برابرش نباشد . براى ثابت كردن مدّعا ، موشى را گرفت و در مقابل آن گربه انداخت . گربه ابتداى امر ، به مقتضاى تربيت ، قدرى ايستادگى كرد . آخر الامر در مقابل جست و خيرهاى موش بىتاب شد ؛ ناچار شمع را به زمين انداخت و به دنبال موش دويد . مگر خود نديده و يا نشنيدهايم كه زنان تربيت شدهء اروپا و تعليم يافتهء آمريكا ، وقتى كه آزادى پيدا كرده و در اجتماع داخل شدند ، چگونه در برابر شهوتهاى نفسانى تمام اصول و ضوابط تعليم و تربيت را از دست داده و به هوسرانىهاى بىجا ، اساس عفّت و تقوى و بلكه ملك و ملّت را متزلزل نموده و مىنمايند . اگر باور نداريد ، خوب است مقدارى كلمات و نوشتهجات دانشمندان آنها را بخوانيد و بر آن آزادى و بر نتايج او نفرين كنيد . جرجى زيدان در كتاب مختارات مقالهاى در اين موضوع دارد كه خلاصهاش اين است : مىگويد : مدتى بود كه تصوّر مىكرديم جهل و نادانى براى زنان بسيار بد است و جلوگيرى آنها از ورود در اجتماعات ، به جهت كسب روزى و تحصيل علوم بسيار قبيح است ؛ و ازاينرو اروپايىها و به ويژه فرانسوىها را تقديس مىكرديم كه در تمام شؤون و حقوق ، زنان را با مردها مساوى و برابر كردهاند و در نظام اجتماع وارد شده ، كارهاى مردانه مىكنند ؛ از قبيل خريد و فروش و دخول در ادارات دولتى ، چون تلگرافخانهها و تلفنخانه و پزشكى و پرستارى بيمارستانها و كارمندى لابراتوارها تا بالاخره در احزاب و مجامع سياسى براى مطالبهء حقوق خود وارد شده ، حتى وكيل انتخاب نمودند . و خيال