الشيخ رسول جعفريان
1096
رسائل حجابيه (فارسى)
نباشد و محذورى نداشته باشد ، به شما حق خارج شدن از خانه نمىدهيم ، تا هم شما از خطر بىعفّتى مصون باشيد و هم شوهرانتان به شما دلگرم و علاقهمند شوند و ظنين و بدبين به شما نشوند ، و هم به غنج و دلال و غمز و لمز شما ، مردان ديگر پريشان دل و مشوّش الحال نگردند . براى نمونه يك آيه از آيات قرآن را كه به بانوان مسلمان دستور صريح در طرز زندگى و آداب سلوك آنها [ را ] داده است ، ترجمه مىنمايم . سپس گفتارهاى لازم اجتماعى و مدنى و دينى را در اين موضوع به عرض شنوندگان محترم مىرسانم . در سورهء مباركه نور در دنبال همين آيهاى كه قبلا راجع به مردها خوانده شد ، مىفرمايد : « وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ » بگو اى پيغمبر ! به زنان باايمان كه چشمهاشان را از ديدارهاى ناشايست بپوشند و مراكز تناسل را از زشتىها و كارهاى نابجا حفظ و نگهدارى كنند . « وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها » زينت و آرايش خودشان را آشكار نكنند و به رخ مردها نكشند ، مگر آنچه را كه برحسب عادت آشكار هست كه در پوشيدن و پنهان كردنش زحمت و حرج فراوانى است . مانند چادر و جامه و امثال آنها ؛ و اما گردنبند و بازوبند و گوشواره و خلخال پا و سينهريز و گل سر و سينه و مانند اينها را بايد حتما و لزوما از مردان نامحرم بپوشانند تا تحريك شهوت و تهييج حيوانيّت مردها نشود و آنان دچار اضطراب فكر و پريشانى قلب نگردند . پر بديهى و روشن است كه در زمينهء حرمت نمايش آرايش ، آشكار نمودن و نشان دادن محل زينت كه سر و سينه و گيسو و ساق و ساعد و پهلو و بازو است ، قطعا و يقينا حرامتر است و به طريق اولى ممنوع است ؛ زيرا كه ديدن آنها بيشتر مرد را تحريك و تهييج مىكند . نظر آن ماه چون بر قلب سياه اندازد * اى بسا كشته كه از تير نگاه اندازد خلق فرياد برآرند كه خورشيد گرفت * سنبلش سايه اگر بر سر ماه اندازد سر ابرو چو كمان تا بن گوش آورده * تيرها بر دل از آن چشم سياه اندازد اگر آن چاه زنخدان بنمايد روزى * اى بسا يوسف دل را كه به چاه اندازد برقع از چهرهء چون ماه اگر برگيرد * بيدلان را همه در ناله و آه اندازد پس بر زنان است كه با نماياندن لبهاى شيرين و چهرههاى نمكين و سينه و ساقهاى بلورين ، اقيانوس آرام قلب مردها را به تلاطم درنياورند و افكار برقرار آنها را طوفانى و متراكم نكنند ، و به نمايش آرايش رهزنى پير و جوان و دلربايى اين و آن ننمايند . مده بباد سر زلف عنبر آسا را * روا مدار پريشانى دل ما را چه جاى ضعف من ناتوان كه قوّت عشق * ز آسمان به زمين آورد مسيحا را روزى در شهرستان مدينه ، زنى بدين طريق خود را آراسته بود كه چارقد و سرپوش را به