الشيخ رسول جعفريان

1082

رسائل حجابيه (فارسى)

پير : خير قربان متشكرم ؛ جاى شما بسيار خالى ، بعد از نماز صبح نان و چاى مفصّلى صرف شد . همسفر منوچهر : پس چرا به صحبت خود ادامه نمىدهيد ؟ پير : مگر حرفى باقى است كه ناگفته مانده باشد ؟ همسفر منوچهر : چه عرض كنم ، و لكن بالاخره ما نفهميديم كه آقاى منوچهرخان تسليم نظريهء شما كه زنان بايد زنده در كفن باشند ، شدند يا نه ؟ پير : اوّلا نظريه و رأى شخصى من نبود ، بلكه قانون محكم الهى بود كه به توسط انبياى عظام و سفراى والامقام او به جميع مكلّفين ابلاغ شده و آيات شريفه و روايات كثيره‌اى هم با كمال صراحت و وضوح به وجوب آن ناطق و عموم علما و حكما و فلاسفهء شرق و غرب عالم هم در طى اعصار و قرون متمادى به منافع و مصالح و لزوم و اهميّت آن قاضى و حاكم بوده ، و در فوايد وجود و مضارّ عدمش ، هزاران هزار كتاب‌ها و مجلات و مقالات نوشته ، و قطع‌نظر از همهء اين‌ها اصلا اين موضوعى است عقلى و فطرى و وجدانى كه هر عاقل بىغرضى ، خواهىنخواهى بدان خاضع و نزد هركس فوايد وجودش محسوس و مفاسد عدمش مشهود است ؛ ديگر يك همچه حقيقت روشن را نمىتوان نظريهء شخصى نام نهاد ؛ بنابراين كسى كه به اين قانون مقدّس دهان كجى كند ، از نظر علمى و اخلاقى احمق و مفسد ، و از نظر دينى و مذهبى كافر يا مرتد خواهد بود ، و شكى نيست كه فقط خودش را مفتضح نموده و پرده از روى خباثت ذات و پليدى عنصر و سقوط و انحطاط خودش برداشته است . و ثانيا بسيار جاى تعجّب است كه پس از شنيدن اين همه نكات هنوز تعبير غلط و مبتذل « زنده در كفن » را از دست نمىدهد ، مىدانم شما غرضى نداريد و متأسّفانه زبانتان به اين تعبير زشت عادت كرده است ، و لكن به خدا قسم روى شرافت و انسانيّت از اين تعبير شرم دارد . و اللّه اينها سم‌پاشى است . اين‌ها بزرگ‌ترين خيانت و جنايت به مردم ساده‌لوح و عوام است . زنده در كفن يعنى چه ؟ من مىدانم اين جمله مسموم و عفن از كه و از كجا به زبان شما تحميل شده است . اين جمله ، يكى از نادانىهاى آن شاعرك كثيف است كه گفت : زنان كشور ما زنده‌اند و در كفن‌اند ؛ « 1 » اين تعبير از او و يا از آن شاهزادهء كوفتى كپك‌زده « 2 » و امثال آن‌هاست كه تخصّصشان فقط در پس و پيش پسران و دختران بوده ، و به منظور تهيهء زمينه‌هاى وسيع از براى شهوت‌رانى و تعدّى به نواميس مردم اين نغمه‌هاى ضد شرافت

--> ( 1 ) . اشاره به شعر عشقى . ( 2 ) . مقصود ايرج ميرزا جلال الممالك شاهزادهء قاجارى شاعر هنرمند ، طنزسرا و ركيك و دريده و هرزه‌گوست .