الشيخ رسول جعفريان
1043
رسائل حجابيه (فارسى)
پنجم در تنهايى بنشيند ؛ بدين منوال تا ختم شب هشتم و اگر تا ختم شب نهم خون ببيند ، هر آينه دوها « 1 » براى پرستش و تعريف خود به مخالفت برخيزند ؛ پس مزداپرستان بايد براى بردن زن حايض از جايش راهى را برگزينند كه از هيزم درختى و گياهى دور باشد ؛ پس مزداپرستان براى غسل آن زن بر زمين سه گودال بكنند و او را در دو گودال با شاش گاو نر و در يك گودال با آب غسل دهند و در گرما دويست حشره ، يعنى مور دانهكش كشته شود و در سرما دويست حشره مخلوق اهرمن كه در سرما پيدا مىشوند ، كشته شوند ؛ و اگر كسى از مزداپرستان حيض زن حايض را ببندد ، به تن آن گناهكار 200 ضرب با سيخ اسبرانى و 200 ضرب با آلت فرمانبرى ( تازيانه ) زده شود ؛ و اگر كسى به فعل اختيارى زن حايض را مس كند ، دفعهء اول كه نزد زن حايض برود و نزد او بنشيند ، 30 ضرب با سيخ اسبرانى و 30 ضرب با آلت فرمانبرى به او زده شود . دفعهء دوم 50 ضرب سيخ اسبرانى و 50 ضرب آلت فرمانبرى . دفعهء سوم 70 ضرب سيخ اسبرانى و 70 ضرب آلت فرمانبرى . دفعهء چهارم كه نزد او بنشيند ، خون حيض به لباس و ران مرد بريزد ؛ امّا مقاربت نكند ، نود ضرب با سيخ اسبرانى و 90 ضرب با آلت فرمانبرى به او زده شود ؛ و كسى كه با زن حايض مقاربت كند ؛ بهتر از آن كس نكرده كه مردهء ناپاك پسرزادهء خود را بسوزاند يا نجاست در آتش اندازد . « 2 » حالا فكر كنيد به اين ترتيب يك ثلث از عمر زنان با چه وضع فجيعى خواهد گذشت . يك ساعت بعد از ظهر است بقاع و قلاع شهرستان سمنان از دور نمايان شد . مسافرين خسته و كوفته ، مؤمنين به فكر اداى فريضهء ظهر و عصر ، و متجدّدين به فكر از دست رفتن رژيم غذايى . همسفر منوچهر گفت : آقاى منوچهرخان ! چرا آن قدر خودت را زحمت مىدهيد . شكّى نيست كه اين چادر و حجاب مانع از ترقّى و تعالى زنان ماست . در اين موقع اتوبوس در كنار جاده جلو مهمانخانهء بيرون شهر سمنان توقف نمود . مسافرين همه از جا برخاسته و براى پياده شدن آماده شدند . منوچهر لبخندى زده و گفت : من كمكم ارادتم به مشهدى رمضان زياد مىشود و مثل اينكه به حرفهاى او معتقد مىشوم و حتم دارم كه اين ايراد شما را نيز بلاجواب نخواهد گذاشت . بعد از يك ساعت و نيم موقعى كه اتوبوس به سوى دامغان در حركت است ، پير با لبخندى خفيف : آقاى منوچهرخان ! با اينكه قبلا شرح مفصلى در خصوص ترقّى و تعالى
--> ( 1 ) . خدايان هندو هستند كه عمدا حيض زن را طولانى مىكنند تا زن به خود آنها متوسل شد و آنها را پرستش نمايد . ( 2 ) . بنگريد : ونديداد ، به كوشش هاشم رضى ، ( تهران ، 1376 ) ج 3 ، صص 1517 - 1521 با عباراتى متفاوت با آنچه در اينجا آمده است .