الشيخ رسول جعفريان

1024

رسائل حجابيه (فارسى)

هفدهم دى ، يعنى آن روزى كه مهر و محبّت ، عشق و علاقه خانواده‌هاى اين كشور مبدّل به بىمهرى و بدبينى و نفرت مردان از زنان و زنان از مردان و بالاخره منجر به بىتربيتى فرزندان آن‌ها گرديده و ازدواج را در نظر دختران و پسران امرى مذموم و بازار طلاق به طور سرسام‌آورى رايج و روزبه‌روز به فزونى نهاد . هفدهم دى ، يعنى آن روزى كه زنان و دختران را به عنوان هم‌آهنگى با اجتماع وارد ادارات دولتى نموده و به جاى جريان امور ادارى و پيش بردن كار ، آن‌ها را به فال قهوه گرفتن و خاطر رؤساء را به دست آوردن و . . . و . . . و سقط جنين و جلوگيرى از تكثير نسل وادار و در عوض ، جوانان تحصيل كردهء معيل و فعّال را بيكار و سرگردان نموده ، آنها را به دزدى و قماربازى و كلاشى و قاچاقچىگرى و ولگردى و فرار از ازدواج مجبور نمودند . هفدهم دى ، يعنى آن روزى كه حيا و عفّت از دختران اين كشور رخت بربسته و آنان را از قيود ديندارى و خداپرستى و عفّت و تقوا و شرف آزاد نموده ، به سالن‌هاى مد خياطى و زرگرخانه‌ها و صحنهء كاباره‌ها و نمايش‌خانه‌ها و مراكز فساد و محافل رقص و دانس و استخرهاى شنا و اعمال منافى عفّت كشانيده ، و اطفال بىگناه را از آغوش گرم و دامان پر مهر و محبّت مادران جدا و امور خانه‌دارى و تربيت اولاد و پرورش فرزندان اصيل و نجيب و توليد مثل و تكثير نسل را به كلى در اين كشور مختل نمود . هفدهم دى ، يعنى آن روز تاريخى كه ريشهء وحدت اجتماعى ما از بيخ و بن برآورده و تخم نفاق و هرزگى و بدبينى را در دل ايرانيان پاشيدند كه ثمرهء آن بعد از پانزده سال همين آشوب و انقلابى است كه امروز در تمام شؤون اجتماعى ما حكمفرماست . از يك طرف فقر و نكبت عمومى و شيوع امراض گوناگون ، از يك طرف قتل و جنايت دزدى و رشوه‌خوارى و ركود در امور ادارات دولتى ، از طرفى شيوع اعمال منافى عفّت و قلّت ازدواج و عدم اعتماد ملّت به دولت و نفاق و بدبينى بازارى به ادارى و ادارى به بازارى ، و خلاصه پراكندگى و تشتّت در ميان جميع طبقات و سقوط اخلاقى زن و مرد و تعميم دروغ و دغل و خيانت و جنايت و هرگونه هرزگى و كثافت‌كارى ديگر كه همه و همه از ميوه‌هاى تلخ آن روز تاريخى و آن نهضت قلابى است كه پرچم معاندت با دين و آيين رسمى اين كشور به اهتزاز درآمد . امّا راجع به نهضت بانوان : مىخواهم عرض كنم ، سخنى به گزاف فرموده و تنها به قاضى رفته‌ايد ؛ تقصير هم نداريد ؛ زيرا سن شما مقتضى نيست و آن نهضت را با چشم خود نديده‌ايد و فقط آوازهء دهلى از دور شنيده و جار و جنجالى از زبان چرب و فريبندهء بانوان سخنگوى همين دستگاه استماع فرموده‌ايد . آقاى منوچهرخان ! هنوز از خاطره‌ها محو نشده و عموم كسانى كه سنوات عمرشان از