الشيخ رسول جعفريان
1019
رسائل حجابيه (فارسى)
متمدّن جهان هم به اين رسوايى است ، پس بر تمدّن چه نام بايد نهاد ؟ اگر مىگوييد اسلام بر حق و كاملترين اديان جهان است ، پس عربدههاى مستانه زنان . . . چه و تشويق بانوان به پردهدرى و بىشرمى چيست ؟ چرا نمىگذاريد آنها كه در اين دستگاه دم از اسلام مىزنند ، از حرمت كشف حجاب و موسيقى سخنى گفته و بگويند ؟ آن يزيد مسلكهايى كه چادر عصمت از سر زنان مسلمان كشيده و اكنون هم با قلم و زبان آنها را تشويق به اين عمل شنيع مىكنند ، مسلمان نبوده و نيستند . به هر جهت بخش سخنرانى كانون بانوان هم كه در اطراف آزادى و افسارگسيختگى زنان بود ، خواه و ناخواه خاتمه يافته ، بار ديگر برنامهء موسيقى و آوازهء بانو . . . شروع شد . دهقان پير كه با ضميرى صاف و سرى مست از بادهء توحيد براى قرب به درگاه حضرت قاضى الحاجات و پوزش از گناهان از موطن خويش به قصد زيارت مرقد مطهر هشتمين پيشواى عزيز خود بيرون آمده ، از شنيدن آوازهء زنان و آهنگ موسيقى سخت برآشفته ، روى به شوفر نموده ، گفت : اى برادر ! ما را از اين مسافرت مقصود نه آن است كه تو فراهم آوردهاى ؛ اگر اين نواهاى شوم و مبتذل مىخواستيم در ديار خود مهيّا نموده يا بر سر گذرگاهها و قهوهخانهها از آن بهرهمند شده و از رنج سفر و مشقّت راه و خرج گزاف فارغ مىبوديم . منوچهر كه دل و دين را از كف داده و همچون مگسى كه اسير تار عنكبوت شده باشد ، در پيچوخم زلف يار و اشعار آبدار مغنّيات گرفتار شده بود ، رقيبى ناهموار را مخلّ بر آسايش خود ديده ، روى به طرف انتهاى اتوبوس نموده ، با صدايى رسا گفت : « وه كه هنوز عقايد پوسيدهء قرون وسطى در كلّهء مردم اين سرزمين باقى است . هنوز اين ملت بدبخت راديو و موسيقى را حرام مىپندارند . هنوز خود را زنده زنده ( اشاره به زن محجوبهاى كه كنار پير نشسته ) در كفن سياه پنهان مىكنند » . پير بىاختيار از جاى جسته با قيافهاى خشمگين رو به منوچهر نموده و گفت : « اشتباه نشود ! مردم قرون وسطى عقايد پوسيدهء خود را با خود به گور بردند . اينك بر افكار عاليه و عقايد نوين شما نوباوگان قرن بيستم بايد تأسّف خورد كه مشاعر خود را از دست داده و هنوز نفهميدهايد كه مردم بدبخت راديو را از چه نقطهء نظر بد مىدانند و حرمت موسيقى براى چيست . مردم بدبخت دستگاه راديو را بذاته حرام نمىدانند ، بلكه از آن جهت بد مىدانند كه عدّهاى مزدور آن را آلت اجراى مقاصد شوم خود قرار داده و دستگاهى را كه از اسكلت فرسودهء آنها بنا شده باشد و بودجهاش را از خون آنان تأمين مىكنند ، بر عليهء افكار و عقايدشان به كار انداخته ، قوانين مقدّسهء دينى و كتاب آسمانى را بازيچهء دستهاى ناپاك