الشيخ رسول جعفريان
713
رسائل حجابيه (فارسى)
مجلس حاضر مىشود . از بس كه اين افراد در خرافات غوطهور هستند ، بهجاى اينكه اجانب را به دين اسلام تشويق كنند و بر مزاياى آن واقف سازند ، يك مشت خرافاتى را ظاهر مىكنند كه اجنبى سهل است ، هر مسلمان متفكّرى هم از آنها فرار مىكند . به جاى خدمت به اسلام ، دشمنى با اسلام مىنمايند . اگر با اين شخص و تجار به شدّت مقاومت شود تا مجالس را ببندند ، يك مجمع اسلامى و لو اينكه اسما مسلمان و حقيقتى در آن نيست ، كسر مىشود ، و به جاى آن مجمعى كه فقط حقايق اسلام در آن گفته شود و از خرافات منزّه باشد ، وجود ندارد . از اين جهت به خانهء همان شخص رفتم و بيان نمودم ، آن مطالبى كه در آن مجلس گفته مىشود از دين اسلام نيست ، و از عادات مضرّه و خرافات مهلكه است و صاحب شرع از آن بيزار است . مگر ممكن بود آن عدّه و مخصوصا صاحب خانه ، بفهمند كه عادات آنها غير دين اسلام است ؛ هيهات ! العادات قاهرات ! شخص ديگرى كه منتهاى معلومات او گفتن تفسير صافى بر منبر در مسجد مىباشد و به طور قطع نه خودش مىفهمد چه مىگويد و نه مستمعين - چنانچه خود مؤلف آن تفسير هم نفهميده چه نوشته ، و مجموعهاى از خرافات در آن گنجانيده ، و قرآن را بر هوى و هوس رأى خود حمل نموده ، و علماى معاصر او به سبب اينگونه نوشتجات ايشان را مطرود و حكم به كفر فرمودهاند ، و خود مؤلف تفسير ، در رسالهاى كه در آخر عمر خود نگاشته ، تبرّى از آنچه قبلا نوشته بود ، كرده و اظهار توبه نموده ، و ان شاء الله خداوند متعال ، توبهء ايشان را قبول فرموده باشد كه بتوانيم بگوييم رحمة الله عليه - اين شخص عالم نماى خرافى كه هيچ سواد ندارد ، آن قدر اظهار قدس و ورع مىكند كه ظاهرا روى حصير مىنشيند و نان خالى با آب حوض مىخورد ؛ به غير از كرباس چيزى دربرنمىكند . يك پسرى دارد كه با پول سهم امام تربيت شده و به وزارت رسيده و پسر ديگرى دارد كه با همان وجوه ، بزرگ كرده و مبلّغ ماترياليستى و كمونيستى ، شعرا و نثرا در مسكو گرديده . اين شخص عادات مضرّه را دين مىداند و سواد و اطلاعى ندارد تا بفهمد كه دين اسلام غير از اينهاست . براى حركات شيطانى كه دارد ، چنان كسبه و اهل بازار را جمع كرده كه براى او منزلتى فوق امامت قائل شدهاند و وجوهات سهم امام را به او مىسپارند ؛ ولى مصرف آن معلوم نيست ، و خدا مىداند چگونه مصرف مىشود . اگر با ايشان سخت مقاومت بنمايم ، شايد اسم دين در بازار برده نمىشد ؛ و اگر ساكت شويم ، به واسطهء آميختن خرافات به ديانت اسلام ، حقايق اسلام را در تهران معدوم مىسازد ؛ و هر متفكرى كه وضعيت ايشان را مىبيند ، از دين اسلام كه ايشان خود را به نمايندگى آن معرفى كرده ، متنفّر مىسازد ؛ و حتى چنان خود را جلوه داده كه مراجع تقليد نجف به ايشان وكالت داده [ اند ] . در حيات مرحوم آقا سيد ابو الحسن اصفهانى به ايشان پيغام دادم ، به سبب ضررى كه