الشيخ رسول جعفريان

1002

رسائل حجابيه (فارسى)

و نگاهدارى زيردستان خود مسامحه ننمايد ؛ زيرا مسؤوليت متوجه به اوست ؛ آگاه باشيد كه تمام شما مردم به منزلهء راعى و شبانيد و همگان شما از زيردستان كه به منزلهء گوسپندانند مسؤوليد . پس اوّلا خدمت روحانيون ، با نهايت ادب و احترام عرضه مىدارم : در چنين موقعى كه راهزنان خونخوار و يا گرگان بىحياى ستمكار در راه كاروان اسلام و قرآن كمين نموده و در انديشهء زدن و ربودن نفيس‌ترين جواهر و متاع ايشان ( عقايد ) را دارند ؛ شما اى روحانيون كرام و علما عظام و اى پدران و مربّيان ايتام آل محمّد عليهم السلام كه قافله سالاريد ، اين كاروان متحيّر سرگردان را استرحاما عرضه مىدارم ، زياده بر اين سرگشته و پريشان نگذاريد مردم نادان را ! به باد غارت راهزنان مسپاريد ايشان را ؛ تا چه زمان تيغ زبان خود را در غلاف دهان نگاه داشته و سنان قلم و بيان را معطّل گذاشته‌ايد ؟ بديهى است هرچه شما به متانت و وزانت و عقل و آرامش وقفه كنيد ، دشمنان شما به جلافت و وقاحت و بىشرمى و سرعت هرچه تمام پيش افتند و اين وقت جواب « التقيّة دينى و دين آبائى » « 1 » نخواهد بود ؛ زيرا موضوع تقيّه در جايى است كه دشمن با اصل و اساس و ريشهء اسلام و كلمهء توحيد و نبوّت همراه و موافق ، ولى در ولايت و باطن اسلام مخالفت كند . براى حفظ كلمهء توحيد و بيضهء اسلام ، مسالمت و ملايمت شرط تقوا و ديانت خواهد بود ؛ مانند خانه نشينى مولا و شاه ولايت و ساير ائمه و پيشوايان امّت ؛ نه آن‌كه ظرفيّت با ظواهر اسلام و احكام قرآن و بالاخره با اصل و اساس كلمهء توحيد و دين و ايمان باشد . علاوه ، بيان حقايق از روى منطق عقل و برهان و دليل نقل و تبيان و يا نوشتن مطالب علميّه به‌طورى كه هرجاهل و عنود نادانى تسليم گشته و يا اتمام حجّت بر هر سالم و سقيمى شود ، در چه زمان مانعى داشته ؛ و در اين مقام ، تقيّه از كجا و كه گفته ! خلاصه بر شماست به مفاد اذا ظهرت البدع فى أمّتى فليظهر العالم علمه فمن لم يفعل فعليه لعنة الله « 2 » خود را از اين مسؤوليت رهايى و سالكان راه نجات را رهبرى فرموده ، به منزلگاه مقصود برسانيد ؛ و اگر سابقين از بزرگان و علما هم به اين درجهء احتياط و محافظت كارى را شعار و شيوهء خود قرار داده بودند ، اين اندازه كتب و دواوين علميّه از فارسى و عربى در هر رشته و فنى حتى نسبت به طرفيّت با عامه و اهل تسنن كه موضوع تقيّه است ، كجا و كى نوشتيد و از چه اشخاصى باقيمانده ؛ و هرچه بايد بگويند گفتند و كردند . شكّر الله مساعيهم الجميلة بالقطع و اليقين ؛ تا به حال اثرى از احكام اسلام و قوانين دين مبين باقى نمانده بود ، اگر به مسامحه

--> ( 1 ) . وسائل ، ج 16 ، ص 210 ( 2 ) . كافى ، ج 1 ، ص 54 ؛ وسائل ، ج 16 ، ص 269 ، 271