الشيخ رسول جعفريان

1000

رسائل حجابيه (فارسى)

و غيره از وظايف اوست ، و مهم‌تر از همهء اين‌ها زاييدن شيران نر و ماده و پرورش فرزندان برومند دانشمند با تربيت هوشمند در آغوش مهر و محبّت و دامان عطوفت و رأفت وظيفهء اختصاصى اوست ؛ خادمهء خانه نيز بايستى وظايف خود را انجام و مسؤول همان احكام از جاروب كردن و آب‌پاشى و ظرف‌شويى و رخت شستن و غيره ؛ هرگاه هريك از اين افراد وظايف شخصيّهء خود را انجام دادند و رعايت تعاون و تعاضد نمودند ، ممكن خواهد شد براى آنان به سهولت و كمال آسانى زندگانى خوشى به نحو دلخواه ادامه داده و مرتّب سازند ؛ ولى هرگاه هريك در نوبت خود شانه از زير بار وظيفهء خود خارج نموده و متوقع باشد ، ديگرى كار او را انجام دهد . مثلا آقا به انتظار بانو بنشيند ، و يا بانو به خيال اين‌كه آقا خودش مىآيد ، و به عوض من بچه‌دارى مىنمايد ، و بالاخره هيچ يك از افراد خود را موظّف و مكلّف نبينند و در عهدهء ديگرى دانند ، بديهى است زندگى ايشان نامرتّب و به زودى شيرازهء اجتماعات پاشيده و رشتهء اتصالشان به مقراض مسامحه و اعراض از تكليف و وظيفه از هم پاره و گسيخته خواهد شد ؛ زيرا ممكن نيست مدير داخلى ، هم مدير داخلى باشد و هم مشاغل خارجى انجام دهد ، هم سرپرستى اطفال را عهده گيرد ، هم ناظر اثاثيه و لوازمات خانه باشد ، و هم مسؤول نظافت لباس‌ها و ظروف و ساير اثاث و همچنين جريان امور يك اداره به عهدهء كارمندان اداره و رئيس او هم كارهاى مربوطه به خود را بايد انجام دهد ؛ حساب‌دار حسابدارى را و همچنين تحويل‌دار تحويلدارى را ، و بازرس و نامه‌رسان هريك بايستى رسيدگى به وظيفهء خود نموده ، توانى [ كوتاهى و سستى ] و سهل‌انگارى را نشايد براى هيچ يك . پس از تمهيد اين مقدمهء مختصره ، مىگوييم : ما امّت پيغمبر آخر الزمان جامعه ، و افراد مسلمين به منزلهء افراد يك خانواده و يا كارمندان يك اداره و يا تشكيلات يك مملكت‌ايم . خدمت به اسلام و اقامهء شعاير دينى بر دوش همگى بار و تمامى ما عهده داريم ، همه مسؤوليم ، روحانى و علماى دينى مسؤول وظايف روحانى خود مىباشند ، از گفتن و نوشتن و تبليغ و دعوت و تهذيب اخلاق جامعه به اخلاق اسلامى و تربيت خلق و نشر احكام دين و اشاعهء دستورات و قوانين شرع متين ، ولى در عين حال طبقات ديگر هم مسؤول وظايف خود ، پس نبايستى هركدام سهم خود را بر دوش ديگران افكنده و بار شخصى خود را سربار ديگرى نهاده ، خود را كاملا آزاد و ديگران را مسؤول شناسند . پس طبقات ديگر هم بايد كمك خدمت ، اجابت ، اطاعت ، اجراى احكام دين و شريعت و غيره بنمايند . پس عالم و شخص روحانى نبايد بدون اين‌كه قدمى در ترويج شريعت برداشته و يا كلمه‌اى بر صفحهء نگاشته ، در گوشهء انزوا و يا در زاويهء اختفا بسر برده و به گفتن كلماتى چند مانند « مردم بد شدند و يا همگى از دين برگشته و عقايد فاسد گشته » خود را معذور